تبلیغات سه شنبه 21 خرداد 1387 - 11:06 ق.ظ
دبیران و دانش آموزان محترم:
برای دیدن سوالات تستی فصل اول تا هشتم کتاب علوم زیستی و بهداشت روی ادامه مطالب کلیک کنید.
سه شنبه 21 خرداد 1387 - 11:06 ق.ظ
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه 20 خرداد 1387 - 08:06 ق.ظ

گونهای از كرمهای حلقوی كه در بدن مورچههایی با نام علمی Cephalotes atratus به صورت انگل زندگی میكند، انتهای پیازی شكل بدن مورچهها را به صورت میوهی قرمز و آبداری در میآورد.
به نظر پژوهشگران این انگل برای جلب پرندگان به خوردن این مورچهها باعث این دگرگونی در ظاهر آنها میشود. پرندگانی كه این مورچهها را میخورند، در واقع تخمهای این انگل را وارد بدن خود میكنند و از این راه به گسترش انگل كمك میكنند.
پژوهشگران گمان میكنند این انگل باعث نازكشدن پوشش بیرونی بخش پیازی شكل انتهای بدن مورچه میشود. در نتیجه، این پوشش كه در حالت عادی سیاه است، كهربایی به نظر میرسد. تخمهای انگل نیز زرد رنگ است. استیو یانویاك(Steve Yanoviak)، بومشناس دانشگاه آركانزاس و كاشف این پدیدهی شگفتانگیز، در این باره میگوید: " هنگامی كه این دو اثر در نور خورشید در هم میآمیزند، رنگ قرمز درخشانی را در انتهای مورچه به نمایش میگذارند."
این مورچهها در مناطق گرمسیری آمریكای مركزی و آمریكای لاتین زندگی میكنند و از مدفوع پرندگان میخورند. آنها از همین راه به انگلها آلوده میشوند و پرندگان دیگر از راه خوردن این مورچهها به انگل دچار میشوند. به این ترتیب، چرخهی زندگی انگل ادامه مییابد.
Parasite Transforms Ants Into ''Berries '', National Geographic News, January 16, 2008
پنجشنبه 16 خرداد 1387 - 11:06 ق.ظ
پنجشنبه 16 خرداد 1387 - 11:06 ق.ظ
| بیوشیمی علمی است که درباره ترکیبات و واکنشهای شیمیایی در موجودات زنده بحث میکند. |
اساس شیمیایی بسیاری از واکنشها در موجودات زنده شناخته شده است. کشف ساختمان دو رشتهای دزاکسی ریبونوکلئیک اسید (DNA) ، جزئیات سنتز پروتئین از ژنها ، مشخص شدن ساختمان سه بعدی و مکانیسم فعالیت بسیاری از مولکولهای پروتئینی ، روشن شدن چرخههای مرکزی متابولیسم وابسته بهم و مکانیسمهای تبدیل انرژی و گسترش تکنولوژی Recombinant DNA (نوترکیبی DNA) از دستاوردهای برجسته بیوشیمی هستند. امروزه مشخص شده که الگو و اساس مولکولی باعث تنوع موجودات زنده شده است.
تمامی ارگانیسمها از باکتریها مانند اشرشیاکلی تا انسان ، از واحدهای ساختمانی یکسانی که به صورت ماکرومولکولها تجمع مییابند، تشکیل یافتهاند. انتقال اطلاعات ژنتیکی از DNA به ریبونوکلئیک اسید (RNA) و پروتئین در تمامی ارگانیسمها به صورت یکسان صورت میگیرد. آدنوزین تری فسفات (ATP) ، فرم عمومی انرژی در سیستمهای بیولوژیکی ، از راههای مشابهی در تمامی جانداران تولید میشود.
مکانیسمهای مولکولی بسیاری از بیماریها ، از قبیل بیماری کم خونی و اختلالات ارثی متابولیسم ، مشخص شده است. اندازه گیری فعالیت آنزیمها در تشخیص کلینیکی ضروری میباشد. برای مثال ، سطح بعضی از آنزیمها در سرم نشانگر این است که آیا بیمار اخیرا سکته قلبی کرده است یا نه؟بررسی DNAدر تشخیص ناهنجاریهای ژنتیکی ، بیماریهای عفونی و سرطانها نقش مهمی ایفا می کند. سوشهای باکتریایی حاوی DNA نوترکیب که توسط مهندسی ژنتیک ایجاد شده است، امکان تولید پروتئینهایی مانند انسولین و هورمون رشد را فراهم کرده است. به علاوه ، بیوشیمی اساس علایم داروهای جدید خواهد بود. در کشاورزی نیز از تکنولوژی DNA نوترکیب برای تغییرات ژنتیکی روی ارگانیسمها استفاده میشود.
گسترش سریع علم و تکنولوژی بیوشیمی در سالهای اخیر ، محققین را قادر ساخته که به بسیاری از سوالات و اشکالات اساسی در مورد بیولوژی و علم پزشکی جواب بدهند. چگونه یک تخم حاصل از لقاح گامتهای نر و ماده به سلولهای عضلانی ، مغز و کبد تبدیل میشود؟ به چه صورت سلولها با همدیگر به صورت یک اندام پیچیده درمیآیند؟ چگونه رشد سلولها کنترل میشود؟ علت سرطان چیست؟ مکانیسم حافظه کدام است؟ اساس مولکولی اسکیزوفرنی چیست؟
وقتی ارتباط سه بعدی بیومولکولها و نقش بیولوژیکی آنها را بررسی میکنیم، سه نوع مدل اتمی برای نشان دادن ساختمان سه بعدی مورد استفاده قرار میگیرد.
این نوع مدل ، خیلی واقع بینانه و مصطلح است. اندازه و موقعیت یک اتم در مدل فضا پرکن بوسیله خصوصیات باندها و شعاع پیوندهای واندروالسی مشخص میشود. رنگ مدلهای اتم طبق قرارداد مشخص میشود.
این مدل به اندازه مدل فضا پرکن ، دقیق و منطقی نیست. برای اینکه اتمها به صورت کروی نشان داده شده و شعاع آنها کوچکتر از شعاع واندروالسی است.
سادهترین مدل مورد استفاده است و تنها شبکه مولکولی را نشان میدهد و اتمها به وضوح نشان داده نمیشوند. این مدل ، برای نشان دادن ماکرومولکولهای بیولوژیکی از قبیل مولکولهای پروتئینی حاوی چندین هزار اتم مورد استفاده قرار میگیرد.
در نشان دادن ساختمان مولکولی ، بکار بردن مقیاس اهمیت زیادی دارد. واحد آنگستروم (
)، بطور معمول برای اندازهگیری طول سطح اتمی مورد استفاده قرار میگیرد. برای مثال ، طول باند C _ C ، مساوی 1،54 آنگستروم میباشد. بیومولکولهای کوچک ، از قبیل کربوهیدراتها و اسیدهای آمینه ، بطور تیپیک ، طولشان چند آنگستروم است. ماکرومولکولهای بیولوژیکی ، از قبیل پروتئینها ، 10 برابر بزرگتر هستند. برای مثال ، پروتئین حمل کننده اکسیژن در گلبولهای قرمز یا هموگلوبین ، دارای قطر 65 آنگستروم است. ماکرومولکولهای چند واحدی 10 برابر بزرگتر میباشند. ماشینهای سنتز کننده پروتئین در سلولها یا ریبوزومها ، دارای 300 آنگستروم طول هستند. طول اکثر ویروسها در محدوده 100 تا 1000 آنگستروم است. سلولها بطور طبیعی 100 برابر بزرگتر هستند و در حدود میکرومتر (μm) میباشند. برای مثال قطر گلبولهای قرمز حدود 7μm است. میکروسکوپ نوری حداقل تا 2000 آنگستروم قابل استفاده است. مثلا میتوکندری را میتوان با این میکروسکوپ مشاهده کرد. اما اطلاعات در مورد ساختمانهای بیولوژیکی از مولکولهای 1 تا
آنگستروم با استفاده از میکروسکوپ الکترونی X-ray بدست آمده است. مولکولهای حیات ثابت میباشند.
راکسیونهای شیمیایی در سیستمهای بیولوژیکی به وسیله آنزیمها کاتالیز میشوند. آنزیمها سوبستراها را در مدت میلی ثانیه (
) به محصول تبدیل میکنند. سرعت بعضی از آنزیمها حتی سریعتر نیز میباشد، مثلا کوتاهتر از چند میکروثانیه (
). بسیاری از تغییرات فضایی در ماکرومولکولهای بیولوژیکی به سرعت انجام میگیرد. برای مثال ، باز شدن دو رشته هلیکسی DNA از همدیگر که برای همانندسازی و رونویسی ضروری است، یک میکروثانیه طول میکشد. جابجایی یک واحد (Domain) از پروتئین با حفظ واحد دیگر ، تنها در چند نانوثانیه (
) اتفاق میافتد. بسیاری از پیوندهای غیر کووالان مابین گروههای مختلف ماکرومولکولی در عرض چند نانوثانیه تشکیل و شکسته میشوند. حتی واکنشهای خیلی سریع و غیر قابل اندازه گیری نیز وجود دارد. مشخص شده است که اولین واکنش در عمل دیدن ، تغییر در ساختمان ترکیبات جذب کننده فوتون به نام رودوپسین میباشد که در عرض
اتفاق میافتد.
ما بایستی تغییرات انرژی را به حوادث مولکولی ربط دهیم. منبع انرژی برای حیات ، خورشید است. برای مثال ، انرژی فوتون سبز ، حدود 57 کیلوکالری بر مول (Kcal/mol) بوده و ATP ، فرمول عمومی انرژی ، دارای انرژی قابل استفاده به اندازه 12 کیلوکالری بر مول میباشد. برعکس ، انرژی متوسط هر ارتعاش آزاد در یک مولکول ، خیلی کم و در حدود 0،6 کیلوکالری بر مول در 25 درجه سانتیگراد میباشد. این مقدار انرژی ، خیلی کمتر از آن است که برای تجزیه پیوندهای کووالانسی مورد نیاز است، (برای مثال 83Kcal/mol برای پیوند C _ C). بدین خاطر ، شبکه کووالانسی بیومولکولها در غیاب آنزیمها و انرژی پایدار میباشد. از طرف دیگر ، پیوندهای غیر کووالانسی در سیستمهای بیولوژیکی بطور تیپیک دارای چند کیلوکالری انرژی در هر مول میباشند. بنابراین انرژی حرارتی برای ساختن و شکستن آنها کافی است. یک واحد جایگزین در انرژی ، ژول میباشد که برابر 0،239 کالری است.
ارتباطات قابل برگشت بیومولکولها از سه نوع پیوند غیر کووالانسی تشکیل شده است. ارتباطات قابل برگشت مولکولی ، مرکز تحرک و جنبش موجود زنده است. نیروهای ضعیف و غیر کووالان نقش کلیدی در رونویسی DNA ، تشکیل ساختمان سه بعدی پروتئینها ، تشخیص اختصاصی سوبستراها بوسیله آنزیمها و کشف مولکولهای سیگنال ایفا میکنند. به علاوه ، اکثر مولکولهای بیولوژیکی و پروسههای درون مولکولی ، بستگی به پیوندهای غیر کووالانی همانند پیوندهای کووالانی دارند. سه پیوند اصلی غیر کووالان عبارت است از: پیوندهای الکترواستاتیک ، پیوندهای هیدروژنی و پیوندهای واندروالسی آنها از نظر ژئومتری ، قدرت و اختصاصی بودن با هم تفاوت دارند. علاوه از آن ، این پیوندها به مقدار زیادی از طرق مختلف در محلولها تحت تاثیر قرار میگیرند.
پنجشنبه 16 خرداد 1387 - 11:06 ق.ظ
| اینک ، زمان بسیار مهیجی در ژنتیک انسانی و پزشکی است. ژنتیک پزشکی ، نقش شناخته شدهای به عنوان تخصصی در طب پیدا کرده است که با تشخیص ، درمان و اداره اختلالات ارثی سروکار دارد. |
پنجشنبه 16 خرداد 1387 - 11:06 ق.ظ
| ژنتیک و زیست شناسی مولکولی دو موضوع کاملا مرتبط بهم هستند و اگر چه تفاوتهایی بین آنها موجود است، ولی بهتر است که آنها را در یک قالب مطرح کرد. به این دلیل اصطلاح ژنتیک مولکولی امروزه اغلب برای تشریح شاخهای از زیست شناسی بکار میرود که مربوط به مطالعه همه جنبههای یک ژن است. |
|
|
|
|
پنجشنبه 16 خرداد 1387 - 11:06 ق.ظ
پنجشنبه 16 خرداد 1387 - 06:06 ق.ظ
پنجشنبه 16 خرداد 1387 - 01:06 ق.ظ
| بیوشیمی گیاهی شاخهای از بیوشیمی است. دانشی است تجربی که هدف آن بررسی طبیعت و مکانیسم واکنشهای شیمیای ویژهای است که در گیاهان روی میدهند. این شاخه از علوم ، دانشی نوظهور است که در حال تکامل میباشد. |

چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
گردآوری: سمانه سادات عنایتی
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
آشنایی با بیوتكنولوژی دریایی
قسمت اول
اهمیت بیوتكنولوژی دریایی
دریا بستر بسیار مناسبی جهت تحقیق و توسعه است؛ اما تاكنون همة پتانسیل آن شناخته نشده است. در حقیقت، بخش اعظمی از موجودات دریایی (بهخصوص میكروارگانیزمهای اولیه) هنوز ناشناخته باقی ماندهاند كه بهتدریج در حال شناسایی هستند. حتی در مورد موجودات زندة شناختهشده نیز دانش كافی جهت مدیریت كارا و بهرهبرداری بهینه از آنها وجود ندارد. این همه، اهیمت بیوتكنولوژی دریایی را روشن میسازند.
توجه به موجودات زنده دریایی به دو دلیل مهم است:
1- موجودات زنده دریایی، بخش اعظمی از ذخایر زیستی كره زمین را تشكیل میدهند. از آنجاكه حیات از دریاها و اقیانوسها سرچشمه گرفته است، لذا بخش اعظمی از موجودات نخستین و منحصر بهفرد در دریاها زندگی میكنند. بنابراین، دریاها منبع عظیم ذخایر ژنتیكی بهشمار میروند.
2- اغلب موجودات دریایی، ساختارها، مسیرهای متابولیكی، سیستمهای تكثیر (تولید مثل) و مكانیزمهای احساسی و دفاعی منحصر بهفردی دارند كه بشر میتواند از آنها استفاده نماید. علت بروز این ویژگیهای منحصر بهفرد، زندگی در طیف وسیعی از شرایط محیطی است (از آبهای سرد قطبی كه دمای آنها تا 20- سانتیگراد میرسد، تا اعماق اقیانوسها كه میزان فشار در آنجا بسیار زیاد است).
تنوع بیولوژیكی و انواع مختلف مواد شیمیایی موجود در دریاها، از زمانهای گذشته تاكنون منبع تولید تركیبات شیمیایی- صنعتی مختلفی بودهاند كه از آنجمله میتوان مواد دارویی، مواد آرایشی، افزودنیهای غذایی، كاوشگرهای مولكولی، آنزیمها، مواد شیمیایی خاص و مواد شیمیایی مورد استفاده در كشاورزی را نام برد. تاكنون هزاران فرآورده با استفاده از منابع دریایی تولید شدهاند كه فقط به بخش كوچكی از تنوع بیولوژیكی و شیمیایی دریاها مربوط میشوند. برخی از این فرآوردهها هماكنون وارد بازار مصرف شدهاند و بازاری چند میلیارد دلاری را بهخود اختصاص دادهاند.
عواید حاصل از بیوتكنولوژی دریایی
بیوتكنولوژی دریایی یكی از حوزههای در حال رشد است كه با كمك آن، از موجوداتی مانند ماهی، جلبك و یا باكتریها بهطور مستقیم و غیرمستقیم استفاده میشود. مهمترین فواید بیوتكنولوژی دریایی به شرح زیر است:
1- تولید فرآوردههای جدید و اصلاحشده
2- فراهم آوردن تكنیكهای جدید جهت ردیابی، ارزیابی، ذخیره، حفاظت و مدیریت اكوسیستمهای دریایی
3- شیلات و پرورش آبزیان (Aquaculture) به صورت پایدار و مطمئن
در ذیل هر یك از این موارد با تفصیل مورد بررسی میگیرند:
1- تولید فرآوردههای جدید و اصلاح شده
با توجه به پتانسیل بالای موجود در دریا و تنوع موجودات آبزی، تاكنون محصولات فراوانی از آنها استحصال شده است. مانند مواد دارویی، آنزیمها، مواد مولكولی بیولوژیك، كیتهای تشخیصی، آفتكشهای زیستی، تولید بیوماس جهت تولید انرژی و غیره.
اكثر این فرآوردهها، مانند تركیبات هالوژنه (تركیبات برم وید) هستند و نمیتوان مشابه آن را از موجودات خشكیزی بهدست آورد. علاوه بر این، میكروارگانیزمهای دریایی، منبع غنی از ژنهای جدیدی هستند كه میتوان از آنها برای تولید داروها و فرآوردههای بیولوژیك جدید و دسترسی به اهداف دیگر مانند مانیتورینگ استفاده كرد. در ذیل، برخی از این فرآوردهها مورد بررسی قرار گرفتهاند:
1-1- مواد دارویی و آرایشی
برخی از مواد دارویی و آرایشی كه از موجودات دریایی همچون باكتریها، بیمهرگان و جلبكها استخراج میشوند عبارتند از: داروهای ضدحساسیت (سودوپتروسینها، تاپسنتینها، سایتونمین، مانوآلید)، داروهای ضدسرطان (برایوستانینها، دیسكودرمولاید، الیوتروبین و ساركودیكتین)، آنتیبیوتیكها (مارینون) و ملانینها كه طیفی از رنگها هستند كه در ساخت صفحات خورشیدی و لنزهای چشمی بهكار میروند.
علاوه بر این، فرآوردههای دیگری نیز از موجودات دریایی به دست میآیند: مثلاً قارچكشها و آنتیبیوتیكهایی كه به مرور در بدن آزاد میشوند؛ افزودنیهای غذایی مانند پپتیدهای آنتیاكسیدان كه از ماهیچه میگو جداسازی شدهاند؛ پیشمادة اسیدآمینه میكوسپورین (MAA) و دزوكسیگادوسول كه از جلبكهای دریایی استخراج میشوند. از این مواد بهعنوان افزودنیهای غذایی و همچنین برای ساخت مواد آرایشی استفاده میشود. همچنین، از نوعی خرچنگ (Horseshoe Crab)، مادهای را استخراج كردهاند كه با لیپوپلیساكاریدهای (LPS) باكتریهای گرم منفی، واكنش میدهد و میتواند در تشخیص عفونتهای اولیه در انسان و بهعنوان ردیاب LPS (پیروژنها)، در فرآوردههای بیوتكنولوژیك عمل كند.
جداول 1 ، برخی از فرآوردههای استخراج شده از موجودات دریایی را كه در مقیاس تجاری تولید میشوند، نشان میدهد:
جدول1 برخی فرآورده های زیستی دریایی که به صورت تجاری تولید شده اند
| فرآورده ها | فرآورده اختصاصی | منبع | موارد مصرف | کشورهای تولید کننده |
| پلیساکارید جلبکی | آکارها، آلژینات ها | جلبک های قرمز | مواذ آرایشی و بهداشتی، ضد ویروس و انعقاد | آمریکا، دانمارک،فرانسه |
| گلیکوز | کندروویتین سولفات | ماهی | مواد آرایشی، ضد انعقاد،جایگزین بافت | فرانسه |
| چیتوزان | گلوکزآمین | سخت پوستان،حلزون،قارچ | مواد آرایشی و دارویی،کلوئیدها | |
| کلاژن | مواد آرایشی، بافت مصنوعی | |||
| لیپیدها | DHA،EPA | جلبک ذره بینی،گیاه دریایی، ماهی | ضد بیماری های قلبی و تومور،نمو نوزادان نارس |
1-2- مواد مركب، پلیمرهای زیستی و آنزیمهای صنعتی
اغلب این مواد از جلبكها و باكتریهای دریایی استخراج میشوند كه به تفكیك مورد بررسی قرار میگیرند:
1-2-1- جلبكها
بیش از دو هزار سال است كه از جلبكهای دریایی، هم بهعنوان غذای جانبی بشر و هم در پزشكی، استفاده میشود. این جلبكها كه در اعماق دریاها (تا عمق 250 متری) رشد میكنند، به 12 گروه و 30 كلاس مختلف طبقهبندی میشوند.
جلبكها از رنگدانههای فتوسنتزی مختلفی استفاده میكنند كه بر این اساس، به سه گروه قهوهای، سبز و قرمز تقسیم میشوند. البته جلبكهای سبز- آبی نیز وجود دارند كه در حال حاضر تحت عنوان باكتریهای سبز- آبی شناخته میشوند و در واقع مرز بین جلبك و باكتری به شمار میروند. تنوع بیولوژیكی موجود در جلبكها، امكان تولید طیف وسیعی از فرآوردههای بیولوژیك را فراهم میآورد كه برخی از آنها در حال حاضر در مقیاس وسیع تولید میشوند. بهعنوان مثال، پلیساكاریدهای حاصل از جلبكهای قرمز (كاراجیننها و آگارها) و جلبكهای قهوهای (الجینها)، در حال حاضر بهعنوان عوامل ژلیكننده و قوامدهنده در صنایع غذایی، در تهیه لوازم آرایشی و حتی مصالح ساختمانی مورد استفاده قرار میگیرند. مثالهای زیر مواردی از كاربرد جلبكها را نشان میدهد.
الف) استفاده از جلبكهای دریایی بهعنوان غذای جایگزین در آبزیپروری برای تغذیة توتیای دریایی، آبالون (نوعی صدف دریایی) و ماهی: این جلبكها حاوی كمی پروتئین، تمامی اسید آمینه ضروری، ویتامینها، مواد معدنی، اسیدهای چرب غیراشباع با چند پیوند دوگانه (PUFAs) مانند آراشیدونیك اسید(AA)، ایكوساپنتئنویك اسید (EPA) و دوكوسوهگزائینویك اسید(DHA) هستند و بهعنوان غذای مكمل در رژیم غذایی در آبزیپروری مورد استفاده قرار میگیرند.
ب) مصارف انسانی: بهدلیل غنیبودن جلبكها از مواد معدنی و ویتامینها، این موجودات قرنها بهعنوان غذایی سالم در رژیم غذایی انسان و یا برای مصارف دارویی مورد استفاده قرار گرفتهاند. برای مثال، در دهة گذشته مشخص شد كه تركیباتی همچون لامینارین (Laminarin) و فوكوایدانها (Fucoidan) میتوانند بهعنوان داروی ضد تومور، محافظ بدن در برابر تشعشعات خطرناك، كاهش سطح كلسترول خون، كمك به بهبود زخمها، ضد حساسیت، تعدیلكننده سیستم ایمنی، افزایش مقاومت در برابر باكتریها و ویروسها و عفونتهای پارازیتی (مثلاً جلوگیری از عفونتهای پس از جراحی) و جلوگیری از عفونتهای فرصتطلب در افراد مبتلا به ایدز عمل نمایند. همچنین، متابولیتهای ثانویه استخراج شده از جلبكها (مانند تركیبات هالوژنه)، مواد امیدبخشی جهت مبارزه با باكتریها و ویروسها هستند.
از موارد كاربرد مواد استخراج شده از جلبكها میتوان به عصارههای برگرفته از برخی جلبكهای قرمز اشاره كرد كه در درمان عوارض ناشی از جایگزینی استخوان و كاهش cellulite (تشكیل غده چربی در زیر پوست كه از رشد تعداد زیادی سلول چربی بوجود میآید و به شكل یك پنیر مشبك است و باعث جدا شدن پوست از لایههای زیرین میشود) بهكار میروند.
همچنین محققان ژاپنی، روشهای خاصی را برای تغییر یك جلبك دریایی بهمنظور تولید مقادیر بیشتر آنزیم سوپراكسید دیسموتاز ابداع كردهاند. این آنزیم كاربرد زیادی در پزشكی، تولید مواد آرایشی و غذایی دارد.
ج) مصارف صنعتی: هالوپرواكسیدازها از تركیبات مهمی هستند كه از جلبكهای دریایی به دست میآیند و واكنش هالوژنهشدن متابولیتها را كاتالیز میكنند. از آنجاییكه هالوژنه شدن، فرآیند مهمی در صنایع شیمیایی محسوب میشود، این تركیبات، فرآوردههای با ارزشی به شمار میآیند.
سایر مصارف بیوتكنولوژیك جلبكهای دریایی عبارتند از: صنایع غذایی، پزشكی و بهداشت، داروسازی، بهداشت دندان، سیستمهای درك، سنسورهای زیستی، بیوانرژی و پاكسازی زیستی.
1-2-2- باكتریها
علاوه بر جلبكها، باكتریهای دریایی نیز منبع با ارزشی برای تولید مواد شیمیایی و آنزیمهای مختلف محسوب میشوند. از جمله فرآوردههای حاصل از این باكتریها، آنزیمهای صنعتی هستند. آنزیمهایی كه از این باكتریها، به دست میآیند، به دلیل دارا بودن خصوصیات ویژه بسیار مهم و با ارزش هستند. بهعنوان مثال، برخی از این آنزیمها در برابر غلظت بالای نمك مقاوم هستند و میتوانند در فرآیندهای صنعتی خاصی مورد استفاده قرار گیرند. پروتئازهای خاصی از این باكتریها استحصال میشوند كه در شویندهها و پاككنندههای صنعتی و غیره كاربرد دارند. از جمله باكتریهای تولیدكننده این پروتئازهای خارجسلولی، میتوان به گونههای جنس Vibrio اشاره كرد؛ بهعنوان نمونه، ویبریو آلژینولیتیكوس (Vibrio alginolyticus) شش پروتئاز تولید میكند كه یكی از آنها با نام اگزوپروتئاز سرینآلكالین نسبت به شویندهها مقاوم است. همچنین این باكتری دریایی، آنزیم كلاژناز نیز تولید میكند كه مصارف صنعتی و تجاری مختلفی دارد كه از آن جمله میتوان به جداسازی سلولها از یكدیگر، در مطالعات كشت بافت اشاره كرد. گروه دیگری از میكروارگانیزمهای دریایی خاص كه از آنها در جهت تولید آنزیمهای خاص استفاده شده است، آركئوباكتریهای هایپرترموفیلیك (باكتریهای باستانی) هستند. این باكتریها میتوانند در درجه حرارتهای بیش از 100 درجه سانتیگراد رشد كنند، بنابراین باید دارای سیستمهای آنزیمی خاصی باشند كه در این درجه حرارت بالا، فعال باقی بمانند. محیط زندگی این باكتریها، چشمههای آب گرم، دستگاه گوارش حیوانات، لولههای هیدروترمال، محیطهای شور مانند دریاچههای نمك و غیره است. برخی از فرآوردههای آنزیمی استخراج شده از باكتریهای مقاوم به درجه حرارت كه در حال حاضر نیز بهصورت تجاری درآمدهاند، عبارتند از: پلیمرهای مقاوم به گرما، لیگازها و آندونوكلئازهای برشی.
اولین محصول آنزیمی حاصل از آركئوباكتریها، DNA پلیمراز مقاوم به حرارت بود كه از باكتری Thermus aquaticus و از چشمههای آب گرم پارك ملی Yellow Stone در آمریكا استخراج شد. این آنزیم، نقشی اصلی را در واكنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) بازی میكند. این DNA پلیمراز، در سال 1989 از سوی مجله ساینس (Science) بهعنوان مولكول سال، انتخاب گردید.
1-3- مواد مولكولی بیولوژیك
تحقیقات جدید نشان دادهاند كه فرآیندهای بیوشیمیایی دریایی میتوانند جهت تولید مواد زیستی جدید مورد استفاده قرار گیرند. برای مثال، شركتی در شیكاگو، گروه خاصی از پلیمرهایی را كه بهطور طبیعی قابل تجزیه هستند و مشكلات زیستمحیطی كمتری بههمراه دارند، به بازار عرضه كرده است. این مواد در ماتریسهای آلی پوسته نرمتنان (حلزون) یافت میشوند.
همچنین مواد زیستی دریایی جهت رفع گندیدگیهای زیستی كه مسئلهای بغرنج و پرهزینه است، بهكار میروند؛ تشكیل كلونیهای باكتریایی و میكروبی همراه با لارو بیمهرگان و اسپور جلبكها بر سطوح، منجر به تشكیل یك لایة لجنی سخت میشود كه اغلب باعث اختلال در خطوط لوله انتقال، خوردگی سطوح فلزات و غیره میشوند و برای رفع آن نیاز به صرف هزینه زیادی است. از مواد زیستی دریایی برای زدودن این لایه میتوان استفاده كرد.
همچنین مكانیزمهای مورد استفاده توسط دیاتومههای دریایی، كوكولیتوفوریدها، نرمتنان و دیگر بیمهرگان دریایی، جهت ایجاد ساختارهای معدنی پیچیده در مقیاس نانو، مورد توجه قرار گرفتهاند. لازم بهذكر است كه ساختارهای نانو، دارای خصوصیات ویژهای نسبت به ساختارهای بزرگتر هستند. نتایج تحقیقات در زمینة ساخت و طراحی بیوسرامیكهایی كه با درك مكانیزمهای بكاررفته توسط موجودات فوق، حاصل شده است، امیدهای زیادی را در زمینة ساخت اجزای كاشتنی در پزشكی، اجزای حركتی خودكار، وسایل الكترونیكی، پوششهای حفاظتی و دیگر فرآوردههای نوین بهوجود آورده است.
1-4- ردیابهای زیستی
موجودات دریایی، مدلهای مناسبی را جهت توسعة حسگرهای زیستی، ردیابهای زیستی، كیتهای تشخیص طبی، آبزیپروری و ردیابی محیطی بهوجود آوردهاند. نوعی از این حسگرهای زیستی، آنزیمهای درگیر در بیولومینسانس هستند. ژنهای lux كه كدكنندة این آنزیمها هستند، از باكتریهای دریایی همچون ویبریو فیشری (Vibiro fischeri ) جدا شده و به طیفی از گیاهان و باكتریهای دیگر انتقال داده شدهاند. ژنهای lux در یك توالی ژنی یا اپرون درج میشوند و تنها زمانی عمل میكنند كه در یك شرایط محیطی تعریف شده قرار گیرند. مثلاً اگر این ژن در اپرون درگیر در تجزیة تولوئن درج شود، هنگامی كه این باكتریهای مهندسی شده، در محیط حاوی تولوئن قرار میگیرند، بهصورت زرد-سبز (Yellow-Green) دیده میشوند و این بدان مفهوم است كه باكتری، در حال تجزیهكردن تولوئن است. از این خاصیت میتوان جهت ردیابی این مواد استفاده كرد.
نوع دیگری از ردیابهای زیستی كه امید زیادی را در محققین بهوجود آورده است، ژن كاوشگر است كه میتواند جهت شناسایی موجودات مفید و یا مضر بهكار رود. بهعنوان مثال، برای شناسایی پاتوژنهای انسانی موجود در غذاهای دریایی، آبهای بازیافت شده، شناسایی پاتوژنهای ماهی درسیستمهای آبزیپروری، تشخیص میكروارگانیزمهایی كه قادر به تغییر مواد شیمیایی به شكل مناسبی هستند (تجزیه مواد شیمیایی سمی، آسیمیلاسیون CO2 ، احیاء فلزات)، ردیابی گروههای خاصی از ماهی در زمان مهاجرت از مكانی به مكان دیگر و مطالعات دیگر، از ژنهای كاوشگر استفاده میشود. از جمله ژنهای كاوشگر، ژن GFP (نوعی پروتئین فلوروسنس) است كه برای اولین بار در چتر دریایی (Aequorea Victoria) شناسایی شد. در حال حاضر، این ژن بهطور گسترده و بهعنوان یك مولكول فلوروسنت حساس (TAG)، جهت شناسایی و تعیین محل پروتئینهای خاص در یك سلول، در دستهای از سلولها و در یك بافت خاص برای بررسی بیان ژن در سیستمهای مختلف بهكار میرود.
1-5- آفتكشهای زیستی
فرآوردههای طبیعی دریایی، پتانسیل جایگزینی با آفتكشهای شیمیایی و دیگر نهادههای مورد استفاده در كشاورزی را دارند. Padad TM نمونهای از آفتكشهای زیستی دریایی است كه از سم یك كرم كه بهعنوان طعمه در ماهیگیری استفاده میشود، ساخته شده است. بررسیها نشان داده این آفتكش طبیعی در مبارزه با لارو ساقهخوار برنج، پروانه برگخوار مركبات و چند آفت دیگر، بهخوبی میتواند مورد استفاده قرار گیرد. اخیراً نیز محققین در مونتانا، تركیبات جدیدی را از میكروارگانیزمهای همزیست با جلبكها و اسفنجهای دریایی جداسازی كردهاند. این تركیبات محرك رشد هستند؛ جوانهزنی را تحریك میكنند و باعث افزایش طول ریشه و كلئوپتیل در گیاهان میشوند. گونههایی از اسفنجها، ترپنها را تولید میكنند كه از تركیبات آروماتیك مورد استفاده در حلالها و عطرها محسوب میشوند. عصارههای برگرفته از همین اسفنجها، دارای خاصیت حشرهكشی برعلیه دو گونه حشره هستند.
1-6- تولید انرژی با استفاده از بیوماس دریایی
تقریباً 40درصد از كل انرژی اولیه یا فتوسنتز، در دریاها ایجاد میشود. در این فرآیند، موجودات فتوسنتزكننده (فیتوپلانكتونها، جلبكها و گیاهان دریایی) دیاكسیدكربن را جذب و با استفاده از انرژی نورانی خورشید به كربن آلی (قندهای اولیه) و اكسیژن تبدیل میكنند. میزان دیاكسیدكربن اقیانوسها 50 برابر میزان دیاكسیدكربن موجود در اتمسفر است و برآورد شده كه سالانه حدود 35 گیگاتن كربن به بیوماس دریایی تبدیل میشود. اما تاكنون از این منبع عظیم سوخت بهصورت تجاری برای تأمین انرژی، استفاده نشده است. علت اصلی این موضوع، مقرون به صرفه نبودن آن در مقایسه با سایر فرآوردههای خشكی است. البته میتوان با بهرهگیری از روشهای مبتنی بر بیوتكنولوژی، نسبت به تولید بیشتر بیوماس و همچنین استفاده ارزانتر از آن اقدام نمود. این عمل میتواند از طرق زیر صورت گیرد:
- تغییر ساختار مولكولی آنزیم Rubisco (این آنزیم در تثبیت CO2 و تبدیل آن به قندها نقش مهمی دارد)
- اصلاح تركیب شیمیایی بیوماس بهمنظور بهرهبرداری بهتر و استفاده از بیوماس جهت كاربردهای نوین. بهعنوان مثال، مهندسی میكروجلبكهای دریایی جهت تولید لیپید بیشتر، با هدف فراهم آوردن منبعی از سوختهای جایگزین كه از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفهتر از منابع سنتی باشد.
- تبدیل بیوماس به اتانول و دیگر اشكال جایگزین انرژی و استوكهای غذایی شیمیایی
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
نقش ایران در توسعه بیوتکنولوژی
قسمت اول

هر واحد سرمایهگذاری در صنایع نسل اول و دوم مانند نساجی فقط میتواند چند درصد ارزش افزوده ایجاد کند، اما سرمایهگذاری در فناوریهای نوین مانند بیوتکنولوژی یا زیست فناوری همراه با صدها واحد ارزش افزوده است. هماینک کشور ما دارای یک سند ملی توسعه بیوتکنولوژی است. در میزدگرد حاضر کاربردها و دستاوردهای بیوتکنولوژی در جهان مورد بررسی قرار گرفته است. در این میزگرد دکتر شجاعالساداتی، دکتر فریدون مهبودی، دکتر محمود تولایی و دکتر بهزاد قرهیاضی، صاحبنظران و استادان شاخص کشور در حوزههای بیوتکنولوژی صنعتی، بیوتکنولوژی دارویی، بیوتکنولوژی پزشکی و بیوتکنولوژی کشاورزی حضور یافتند.
سوال: بیوتکنولوژی یا زیست فناوری یکی از چند فناوری کلیدی و مهم کنونی جهان است و چند کشور در این حوزه پیشتازند. موفقیت کشور ما قبل از هر چیز نیاز به این دارد که موقعیت کشورهای پیشرو را با وضع کشور خودمان ارزیابی و مقایسه کنیم. شما این مقایسه تطبیقی را به چه صورت ارائه میدهید؟
شجاعالساداتی:
من در حوزه کار خودم یعنی بیوتکنولوژی صنعتی میتوانم اظهارنظر کنم. اساسا بیوتکنولوژی جدید در سال 1972 و در دانشگاه استنفورد ایالات متحده شروع شد. در این دانشگاه بود که برای نخستین بار در دنیا توانستند ژن (gene) را که باعث بروز صفات است از یک موجود به یک موجود دیگر منتقل کنند. این کار همان چیزی است که مهندسی ژنتیک نام دارد. تا قبل از سال 1972، بحث بیوتکنولوژی به مفهوم سنتیاش در دنیا مطرح بود و در همان محدوده آنتی بیوتیکهایی مانند پنی سیلین و یا تولیداتی مانند مخمر نان به دست میآمد: از سال 1972 دانشمندان در مسائل و حوزههای ریز و خرد (Microscopic) مانند زیستشناسی (Biology) عمیق شدند و دستاوردهای خوبی داشتند.
امروزه صنعت بیوتکنولوژی علاوه بر آنچه در صنعت بیوتکنولوژی سنتی و قدیمی تولید میشود، محصولات جدیدی را تولید میکند و این صنعت جدید خیلی وسعت پیدا کرده است. این محصولات جدید شامل فرآوردههای غذایی و پزشکی کشاورزی، محیط زیست و حوزههای دیگر است.
با انتقال ژن، یک تحول عظیم ایجاد شد و دانشمندان به تدریج فهمیدند خیلی کارهای دیگر هم میشود انجام داد. بر همین مبنا متوجه شدند که میتوانیم داروی جدید تولید کنیم. مثلا کسانی که دیابت دارند در واقع در خون این نوع بیماران، انسولین ترشح نمیشود و آنها نمیتوانند قند بدن خود را تحمل کنند. در قدیم میآمدند از لوزالمعده گاو و خوک، انسولین را جدا میکردند و به بیماران دیابتی میدادند. جدا کردن انسولین حیوانی کار سختی بود و در ضمن در بدن انسان هم ایجاد واکنش میکرد. در بیوتکنولوژی جدید میآیند ژنهای مربوطه را از سولهای انسان میگیرند و به باکتری منتقل میکنند. این باکتری، انسولین انسانی را تولید میکند و عوارض جانبی ندارد. بنابراین در حوزه بیوتکنولوژی کاری میکنیم که باکتری داروی مورد نظر ما را تولید کند. یعنی الان داروهای جدیدی تولید شده که برای بشر بسیار حیاتی است.
حال باید ببینیم صنعت در کدام مرحله از این تکنولوژی وارد عمل میشود؟ ما هر وقت بخواهیم یک دارو را در مقیاس انبوه تولید کنیم، در واقع باید کار به صورت صنعتی انجام شود. یعنی در مرحله تولید انبوه دارو، وارد قلمرو صنعت بیوتکنولوژی میشویم.
در حال حاضر در جهان از بیوتکنولوژی مدرن در حوزههای مختلف از جمله صنعت، کشاورزی، ایمنی و سلامتی و محیط زیست استفاده میکنند. در کشور ما نیز انستیتو پاستور و موسسه رازی از چند دهه قبل در زمینههای زیستی برای تولید واکسن و دارو فعالیت دارد. این نوع موسسات عمدتا از خارج الگو میگرفتند و تولیداتی داشته و دارند. از جمله مهمترین تولیدات آنها در حوزه بیوتکنولوژی سنتی تولید مخمرنان و الکل صنعتی بوده است. به طور اساسی بیوتکنولوژی نوین از سال 1366 به بعد در ایران در این مسیر قدم گذاشتیم. در حال حاضر در بعد صنعتی فعالیتهایی به روش بیولوژیک یا بیوتکنوژیک در برخی معادن کشور انجام میشود. مثلا در معادن مس سرچشمه از میکروارگانیسمها برای استخراج مس از سنگهای یا عیار کم استفاده میشود. از بیوتکنولوژی میشود برای حذف سولفور از زغال سنگ استفاده کرد. این کار فقط در حد آزمایشگاه در ایران انجام شده است. بیوتکنولوژی در صنعت نفت کاربردهای چشمگیری مانند سولفورزدایی از نفت دارد و همچنین میشود از مشتقات نفتی و گازی برای تولید پروتئین استفاده کرد. وقتی هم از کاربرد آن در حوزه سلامت و بهداشت صحبت میکنیم منظورمان فقط استفاده بیوتکنولوژی در تولید دارو نیست چون بیوتکنولوژی در حوزههای تشخیض و پیشگیری و تولید واکسن میتواند کار ساز باشد.
مهبودی:
من سعی میکنم تاکیدم بر بیوتکنولوژی دارویی باشد. سابقه بیوتکولوژی دارویی را میتوانیم از سال 1980به بعد در نظر بگیریم. در این سال بود که دو رقم دارو که از طریق بیوتکنولوژی نوین تولید شد، به بازار آمد. از سال 1980 تا سال 2000 تقریبا 32 دارو وارد بازار شد و از 2000 تا 2006 نیز حدود 80 نوع دارو وارد بازاز گردید. در میان این 110 دارو، تعداد 14 نوع آن بیشترین بازار مصرف را در دنیا دارد.
بازار داروی بیوتکنولوژی جهان در سال 2005، چیزی حدود 20 میلیارد دلار بود که پیشبینی میشود این رقم در سال 2010 به حد 60 میلیارد دلار برسد. از کل بازار بیوتکنولوژی دارویی، بالغ بر 70 درصد در اختیار ایالات متحده و حدود 14 درصد از این بازار در دست کشورهایی مانند چین، هند و ایران است.
ما هم اکنون نزدیک به 200 میلیارد تومان واردات داروهای بیوتکنولوژی داریم. چند رقم این نوع داروها که حدود 6 تا 7 درصد کل داروهاست، بودجهای در حد 60 تا 70 درصد آن 200 میلیارد تومان را به خود اختصاص میدهد. اگر وضع به همین صورت پیش برود در 3 یا 4 سال آینده هر ساله باید هزار میلیارد تومان به واردات این داروها اختصاص بدهیم تا از رفاه نسبی در زمینه دارویی برخوردار شویم.
خوشبختانه در 12- 10 سال گذشته روند رو به رشدی در زمینه بیوتکنولوژی در کشور صورت گرفته است. اگر این روند تداوم پیدا کند دیگر نیازی به واردات آن مقدار دارو نیست.
در حال حاضر تعداد 4 دارو از 14 داروی پر مصرف بیوتکنولوژی را در داخل کشور تولید میکنیم و خبر خوشتر است که ما تا پایان سال 1386 هم حداقل 4 یا 5 دارو را تولید کرده و به بازار عرضه میکنیم.
سیاستهایی که در وزارت بهداشت اعمال میشود خوشبختانه سیاستهای حمایتی و ناشی از تداوم مدیریت سیاستگذاری است. سازمانهای بیمهگر نیز با حمایت وزارت بهداشت توانستند تسهیلاتی را اعطا کنند. به همین دلیل رشد تولید دارویی ما، در حد بالایی بوده است.
در چند سال گذشته شبکه بیوتکنولوژی پزشکی و شبکه پزشکی مولکولی از طرف وزارت بهداشت در سراسر کشور تشکیل شد و کشورهای منطقه را هم ترغیب کردیم. هم اکنون ما یک شبکه داریم به نام شبکه سلامت بیوتکنولوژی و ژنتیک که 9 کشور منطقه مانند پاکستان، عربستان سعودی، بحرین، مصر و عمان عضو آن هستند.
تولایی:
بیوتکنولوژی یکی از دانشهای کلیدی و با قابلیتها و کاراییهای بسیار زیادی است. اگر ما به روند توسعه کشورهای توسعه یافته مانند ایالات متحده و بسیاری از کشورهای اروپایی نگاه کنیم متوجه میشویم که در 3 دهه گذشته بیوتکنولوژی نقش عمدهای در پیشرفت آنها ایفا کرده است. این کشورها از 3 دهه قبل تحقیقات خود را در عرصه اصلاح ژنتکی گیاهان و تشخیص بیماریها شروع کردند. امروزه بخش اعظم صنایع دارویی دنیای پیشرفته به سمت تولید داروهایی حرکت میکند که ایمنی بهتر و درآمدزایی بسیار زیاد دارند و به همین جهت سعی میکنند کشورهای جهان سوم را از امکانات و تجهیزات این حوزه از طریق تحریم، محروم کنند. بهانه آنها این است که کشورهای جهان سوم ممکن است از این علوم، سوءاستفاده کنند.
اما کشور ما که میخواهد در این زمینه به صورت مستقل و با اتکا به توان داخلی رشد کند، در عمل محدودیتهایی را بر ما اعمال میکنند. کشور هند در میان کشورهای در حال توسعه در زمینه بیوتکنولوژی موفقیتهای زیادی داشته است و مواد اولیه دارویی بسیاری از کمپانیهای داروسازی جهان توسط هندیها تولید میشود. اگر ما برنامهریزی خوبی داشته باشیم میتوانیم دو شادوش هند در این حوزه حرکت کنیم.
کوبا هم تا چند دهه قبل اقتصاد تک محصولی مبتنی بر شکر داشت. اما امروزه بزرگترین منبع درآمد کوبا از محل فروش و صادرات تولیدات بیوتکنولوژی است، به تعبیری شاید بشود گفت که سرعت عمل در این زمینهها موجب موفقیت است.
قره یاضی:
من با توجه به نوع تخصص خودم در زمینه بیوتکنولوژی کشاورزی اظهارنظر میکنم.
بیوتکنولوژی مدرن به ویژه مهندسی ژنتیک به طور کلی بنیان کشاورزی را تغییر داده است.
از اواسط قرن بیستم و به ویژه در دهه آخر قرن بیستم به سمت کشاورزی درون شیشه و مهندسی ژنتیک و استفاده از فناوریهای تو رفتهایم.
تحولی که در حوزه بیوتکنولوژی مدرن رخ داد، در واقع همان مهندسی ژنتیک یا استفاده از محصولات تراریخته بود. محصولات تراریخته به محصولاتی گفته میشود که از لحاظ ژنتیکی دستورزی شده است. محصولات تراریخته برای نخستین بار از سالهای 1995 و 1996 وارد بازار شد. چین نخستین کشوری بود که یک محصول کشاورزی تراریخته را تولید کرد.
پیشبینی شده بود که در سال 2007 حدود 110 میلیون هکتار به کشت محصولات دست ورزی شده اختصاص یابد. هم اکنون آمریکا حدود 55 میلیون هکتار محصولات تراریخته کشت میکند و همه سویا، ذرت و پنبهاش را از این روش به دست میآورد.
در مجموع 22 کشور دنیا از جمله ایران، این نوع محصولات را کشت میکنند.
در گذشته این نوع مصحولات برای افزایش محصولات و یا کاهش استفاده از سموم و یا برای حفاظت از محیط زیست به کار میرفت ولی امروزه کشت این محصولات برای اهداف متعالیتر صورت میگیرد.
مثلا امروزه از درون گیاهانی مانند سیبزمینی خام، واکسن هپاتیت تولید میکنند. همچنین میتوانیم با استفاده از مهندسی ژنتیک، گندم یا برنجی را تولید کنیم که غنی از آهن باشد و دیگر نیاز نباشد که مردم ما قرص و کپسولهای دارویی بخورند.
سوال: بیوتکنولوژی یک فناوری نوین و سطح بالا است و از طرفی در ابتدای توسعه و پیشرفت این فناوری هستیم، آیا با سرمایهگذاری در این حوزه تکنولوژیکی میتوانیم ضعف اقتصادی و صادراتی کشور را رفع کنیم. آقای دکتر شجاعالساداتی شما به عنوان متخصص بیوتکنولوژی صنعتی در این خصوص چگونه اظهارنظر میکنید؟
شجاعالساداتی:
ما امروزه میبینیم که کشوری مانند کوبا در این زمینه موفق بوده، به دلیل این است که توسعه بیوتکنولوژی در کوبا، توسعهای سطحی نبوده است.
اما اگر میخواهیم در توسعه بیوتکنولوژی نقش داشته باشیم باید بتوانیم خطوط تولید این نوع محصولات را راهاندازی کنیم. موفقیت ما بستگی به این دارد که دانشمندان ایرانی در تولید دانش فنی آن جایگاه مناسبی کسب کنند. و گرنه ما میتوانیم در کشور دیگر آموزش بیینیم و مواد اولیه و تجهیزات را وارد کشور کنیم و مشغول تولید باشیم.
یعنی در واقع دو مسیر متفاوت را میتوانیم طی کنیم. اگر چه من میپذیرم که هیچ کشوری در توسعه بیوتکنولوژی نمیتواند به صورت کاملا مستقل عمل کند.
به نظر من بایستی بنیادی هم وجود داشته باشد که پشتیبانیهای پژوهشی و تخصصی را به عمل بیاورد تا این دانش را به خوبی به پیش ببریم.
در حال حاضر، کلیدیترین نقش تولید در بیوتکنولوژی به زیست فرایند (Bio Proccess) تعلق دارد.
ما باید دانش فنی خودمان را تا حدی ارتقا دهیم که بتوانیم به تولید انبوه این نوع محصولات برسیم، بخش دیگری از مشکل ما، در زمان تایید محصول بیوتکنولوژیک وجود دارد. ما میتوانیم با همکاری کشورهای دیگر، خط تولید یک محصول را راهاندازی کنیم و دانش فنی آن را بومی هم نکنیم ولی برای صادرات این نوع تولیدات، احتیاج داریم که سازمان بهداشت جهانی یا سایر مراکز استاندارد بینالمللی، محصول ما را تایید کنند. ما اگر بتوانیم همکاری خوبی با این سازمانها و مراکز بینالمللی داشته باشیم همکاری خوبی با این سازمانها و مراکز بینالمللی داشته باشیم در مرحله بعدی هم میتوانیم در زمینه صادرات موفق باشیم.
در حال حاضر، عمده صادرات ما، در زمینه بیوتکنولوژی در حوزه بیوتکنولوژی سنتی است. ما اکنون مثلا صادرات مخمر نان به کشورهای حوزه خلیج فارس را داریم و تا حدی صادرات فرآوردههای بیولوژیک هم هست.
البته کمتر از یک سال است که نخستین کارخانه تولید اسیدسیتریک با همکاری و دانشفنی اتریشیها در کرمانشاه به بهرهبرداری رسید.
تولایی:
ما هنوز زیر ساختهای مورد نیاز برای حمایت از تولید داخل و استانداردسازی تولیدات داخلی را ایجاد نکردهایم.
شجاعالساداتی:
در ضمن در رشته بیوتکنولوژی صنعتی، افقهای جدیدی در دنیا باز شده که بسیار جالب است. امروزه مهندسی سوخت و ساز در دنیا دارد رواج پیدا میکند. با این نوع مهندسی میتوانیم میزان تولید داروها را بیش از 5 برابر افزایش دهیم. این مقوله فراتر از مهندسی ژنتیک است، هم اکنون نگاه بیولوژیستها به سمت نگاه سیستمی پیش رفته است و توسعه پایدار نیز مستلزم این است که در تحقیقات، عمیق شویم و پژوهش ما بتواند صنعت و تولید را حمایت کند.
علاوه بر این موارد، من معتقدم که تنظیم سند زیست فناوری، یک اقدام بسیار بزرگ بود ولی بعد از آن، اهداف سند مذکور پیگیری نشد.
اما برای اجرای سند ملی زیست فناوری نیازمند عزم ملی و نگاه ویژهای هستیم. ما اگر اهداف برنامه را اجرا کنیم ممکن است بتوانیم در این عرصه به مقام چهارم و پنجم در جهان برسیم و گرنه نمیتوانیم توسعه پایدار داشته باشیم.
در حال حاضر کشور ما یکی از آزاداترین کشورها در توسعه سلولهای بنیادی است.
تولید کنیم که غنی از آهن باشد و دیگر نیاز نباشد که مردم ما قرص و کپسولهای دارویی بخورند.
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
زیست فناوری و کشاورزی
رشد فزآینده جمعیت جهان و افزایش تقاضا برای مواد غذایی در دهههای اخیر موجب شد تا در زمینة علوم کشاورزی و مواد غذایی شاهد یک گذر جدی و اجتنابناپذیر از کشاورزی سنتی به کشاورزی پیشرفته و بکارگیری روشهای نوین زیست فناوری در تولید محصولات زراعی و دامی باشیم. همانگونه که میدانیم، گیاهان، اصلیترین و مهمترین منابع تجدید شونده جهان هستند که علاوه بر تأمین غذای آدمی و حیوانات، نیازهای غیرتغذیهای، شیمیایی و صنعتی هم توسط آنها مرتفع میگردد. به همین دلیل، کاربرد روشهای مهندسی ژنتیک و زیست فناوری برای افزایش کمی و کیفی محصولات از یک سو و کاهش هزینهها و زمان تولید از سوی دیگر، استفاده از این روشها در شاخههای گوناگون کشاورزی را بسیار ارزشمند کرده است.
عمده ترین كاربردهای زیست فناوری دركشاورزی را میتوان به دستههای زیر تقسیم كرد:
1. ایجاد گیاهان مقاوم به حشرات و آفتها
2. ایجاد گیاهان تحمل كننده علفكشها
3. ایجاد گیاهان مقاوم به بیماریهای ویروسی و قارچی
4. ایجاد گیاهان مقاوم به شرایط سخت مانند سرما، گرما و شوری
5. ایجاد گیاهان دارای ارزشهای غذائی ویژه و با طعم و عطر بهتر
6. ایجاد گیاهان دارای خاصیت درمانی ـ پیشگیری
7. ایجاد گیاهان دارای خصوصیت متابولیكی تغییر یافته مانند رشد سریع و راندمان كشت بالاتر
8. ایجاد دامهای تراریخته كه دارای خصوصیات ویژهای مانند تولید شیر زیاد یا گوشت كمچربی
9. ایجاد جانورانی كه بعنوان كارخانه تولید آنتیبادی و واكسن و دارو عمل كنند
10. ایجاد ماهیها و سایر دامهائی كه با سرعت زیاد رشد میكنند
تولید گیاهان تراریخته
بهکارگیری روشها و فنون مهندسی ژنتیک و زیست فناوری مولکولی به طور جدی از سال 1983 آغاز و روندی به شدت رو به رشد را به ویژه در قلمرو اصلاح گیاهان زراعی استراتژیک، طی کرد. پیشرفت در این حوزه، فوقالعاده چشمگیر است. بهطوریکه در مدتی کمتر از هشت سال، سطح زیر کشت گیاهان دستورزی شده ژنتیکی (Transgenic)، وسعتی بالغ بر 60 میلیون هکتار از اراضی کشاورزی جهان را به خود اختصاص داد. به این ترتیب، مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی به منظور تأمین امنیت غذایی جمعیت رو به رشد جهان وارد عمل شده و مواد غذایی دستکاری شده ژنتیک (GMOs) به تدریج وارد بازار شد.
در سال 1986 نخستین آزمایشهای مزرعهای، با تنباکوی تراریخته، در امریکا و فرانسه صورت گرفت. چین نخستین کشوری بود که در سال 1990، تولیدگیاهان تراریخته (تنباکو) را به شکل تجاری آغاز کرد. امریکا، دومین کشوری بود که در سال 1994، گیاه تراریخته گوجهفرنگی را به شکل تجارتی تولید نمود. پس از آن، در فاصله سالهای 1995 تا 1996، 35 گیاه تراریخته تولید شد که حدود 80 درصد آنها مربوط به دو کشور امریکا و کانادا بودند. تا سال 1999، بین 25 تا 45 درصد تولید برخی از محصولات اصلی زراعی (ذرت، سویا و غیره) در امریکا، با استفاده از گیاهان تراریخته صورت میگرفت. درحال حاضر، حداقل 25 درصد از سطح زیر کشت ذرت تراریخته و 40 درصد از سطح زیرکشت سویای تراریختة جهان در آمریکاست.
وارد کردن ژنهای فراوان (مربوط به صفات مختلف) به دهها گونه گیاهی مانند گندم، جو، گوجهفرنگی، ذرت، سیب زمینی، سویا، پنبه، مارچوبه، تنباکو و چغندرقند جهت اصلاح یا بهبود فرآوردههای کشاورزی، امکان تغییر ژنتیکی در راههای بیوسنتزی گیاهان برای تولید انبوه موادی مانند روغنهای خوراکی، مومها، چربیها و نشاستهها که در شرایط عادی به میزان بسیار جزیی تولید میشوند و کنترل آفات زیستی، تنها نمونههای کوچکی از کاربردهای گسترده گیاهان ترانسژنی (تراریخته) را شامل میشوند.
احیای مراتع و جنگلها و حفظ تنوع گونههای گیاهی و جانوری در مناطق کویری و بیابانی از دیگر عرصههای کشاورزی است که با کمک زیست فناوری روند سریعتری یافته است. برای مثال، بیوتکنولوژیستها با شناسایی، تکثیر و پرورش گونههای واجد ژنهای مقاومت به نمک، گیاهان مقاومی مانند کاکتوسها، کاج و سرو اصلاح شدهای را تولید کردهاند که قابلیت رشد و تکثیر در مناطق سخت بیابانی را پیدا کردهاند. همچنین به کمک روشهای بیوتکنولوژی، از جلبکها و گلولای موجود در دریاها، ترکیبات و کودهای زیستی سودمندی را برای حاصلخیزی زمینهای کشاورزی تولید میکنند.
تولید جانوران ترانسژنیک
تولید جانوران دستورزی شده (ترانسژنیک) نیز از دیگر دستاوردهای بسیار مهم زیست فناوری و ژنتیک جدید در عرصه علوم زیستی است که اهداف ارزشمندی را دنبال میکند.
جانور ترانسژن علاوه بر مادة ژنتیکی خود، واجد مقداری مادة ژنتیکی اضافی با منشا خارجی میگردد. این جانور باید قادر باشد که ژن بیگانه را به نسلهای بعدی انتقال دهد. امروزه روشهای متعددی برای ایجاد جانوران ترانسژنیک ابداع شده است.
آینده
کمتر شکی در مورد مدرن بودن زیست فناوری وجود دارد . بدون شک این فن آوری یک مد زود گذر نیست. انتظارات ایجاد شده برای توسعه تجاری مقاومت به علف کش ها و حشرات، آینده درخشانی را برای زیست فناوری کشاورزی خاطرنشان می نماید. با توجه به شواهد اولیه ای که در مورد استفاده از انتقال ژن های جدید به منظور ایجاد لاین های گیاهی سودمند برای تولید مواد شیمیایی ، از مواد دارویی گرفته تا پلاستیک های قابل تجزیه زیستی وجود دارد، چشم انداز آینده این زیست فناوری نیز امیدوار کننده است. زیست فناوری کشاورزی در مسیر خود از شروع به کار زیست فناوری تا تولید مزرعه ای محصولات تجاری با موانع متعددی از محدودیت های علمی و تکنولوژیکی تا مشکلات قانونی و مدیریتی ، عوامل اقتصادی و نگرانی های اجتماعی روبرو می باشد. فرضیه محافظه کارانه قوانین در اکثر کشور ها این است که تمام گیاهان تراریخت بطور بالقوه خطرناک هستند. خطرات احتمالی مرتبط با ژن منتقل شده ویا فتوتیپ ایجاد شده است نه روش های مورد استفاده برای انتقال ژن. تا کنون گزارشی در مورد اثرات مضر محیطی و یا دیگر خطرات پیش بینی نشده گیاهان تراریخت در هزاران آزمایش مزرعه ای صورت گرفته در عرصه بین المللی ارائه نگردیده است ، با این حال نگرانی های متعددی در رابطه با سیستم های کشاورزی ایجاد شده است. اکنون عکس العمل مصرف کننده به محصولات گیاهی تراریخته با آزادسازی تجاری واریته های پیشرفته در سطح تجاری سنجیده شده است. این آزاد سازی با افزایش انتشار اطلاعات در مورد گیاهان تراریخته به شکل قابل دسترس برای عموم، همزمان گردیده است. با این حال همچنان که محدودیت های تکنیکی برداشته می شوند، این احتمال وجود دارد که محدودیتهای تجاری به اصلی ترین موانع تبدیل گردند. زیست فناوری های جدید که در این عرصه خلق می گردند کاملا اختراعی بوده و واجد شرایط احراز حق حفاظت انحصاری و ملاحظه حقوق مالکیت معنوی می باشند.
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
آیا زیست فناوری و مهندسی ژنتیک دستاورد و کاربردی دارند؟
مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی در عرصههای بسیار متنوع مانند کشاورزی، تغذیه و مواد غذایی، دامپروری، شاخههای مختلف علوم پزشکی و صنایع دارویی، صنایع تخمیری، صنایع نظامی، انرژی، محیط زیست و بهداشت بشر، استفادههای بسیار ارزشمندی پیدا کرده است.
اینکه بیوتکنولوژی جدید برای بشر راهحلهای بیشماری ارائه میکند، مطلبی کاملاً درست است. در تاریخ علوم تجربی، پژوهشهای بیوتکنولوژی را میتوان از معدود مواردی دانست که در آن تحقیقات بنیادی به سرعت به سطح کاربردی میرسند. در چنین بستری، موفقیت نهایی در بیوتکنولوژی و حصول دستاوردهای بیشمار اقتصادی آن، به پیشرفت واقعی در مبانی علوم تجربی و رشتههای علوم پایه بستگی تام دارد. از اینرو سرمایهگذاری شایسته در علوم مذکور، اساس پیشرفت و توسعه تمام علوم و فنون روز از جمله بیوتکنولوژی خواهد بود. بیوتکنولوژی گذشته از پتانسیلهای قابل توجه نوع سنتی آن که عمری معادل تمدن بشری دارد، توانسته است با تکیه بر اصول جدید مهندسی ژنتیک و علوم وابسته، در طی حداکثر سه دهه اخیر، تواناییها و قابلیتهای بسیار متنوع و ارزشمندی را در عرصههای مختلف به نمایش گذارد. این تأثیرگذاریها گاه تا حدی بوده است که به جرأت میتوان ادعا کرد پیشرفتهای بزرگ بشر در دستیابی به بسیاری از موفقیتهای علوم زیستی، مرهون اصول مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی است. در ادامه به گوشههایی از این کاربردها اشاره میشود:
1-بیوتکنولوژی و علوم پزشکی

کاربرد بیوتکنولوژی در زمینة علوم پزشکی و دارویی، موضوعات بسیار گستردهای مانند ابداع روشهای کاملاً جدید برای "تشخیص مولکولی مکانیسمهای بیماریزایی و گشایش سرفصل جدیدی به نام پزشکی مولکولی"، "امکان تشخیص پیش از تولد بیماریها و پس از آن"، "ژندرمانی و کنار گذاشتن (نسبی) برخورد معلولی با بیمار و بیماری"، "تولید داروها و واکسنهای نوترکیب و جدید"، "ساخت کیتهای تشخیصی"، "ایجاد میکروارگانیسمهای دستکاری شده برای کاربردهای خاص"، "تولید پادتنهای تکدودمانی (منوکلونال)" و غیره را در بر میگیرد.
امروزه برای تشخیصهای دقیق، پیشگیری، درمان اساسی بیماریها و در واقع سلامت و بهداشت جوامع ظاهراً راه دیگری جز پزشکی مولکولی بهنظر نمیرسد.
در ادامه، به چند نمونه از دستاوردهای مهم مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی در علوم پزشکی، که تحولات بسیار بزرگی را در عرصههای مختلف زندگی بشر بوجود آورده یا خواهد آورد، اشاره میشود:
1-1- ژن درمانی (Gene Therapy)
بسیاری از صاحبنظران از سده حاضر بهعنوان سده مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی یاد میکنند. به اعتقاد بسیاری از دانشمندان، تولد ژندرمانی در اوایل دهه 1990، یک رخداد بزرگ و انقلابی بود که چشمانداز جدیدی را در عرصه پزشکی مولکولی ایجاد کرد؛ زیرا برای نخستین بار در تاریخ علوم زیستی، کاربرد روشها و فنون بسیار حساس و جدید جهت انتقال ژنهای سالم به درون سلولهای بدن و تصحیح و درمان ژنهای جهشیافته و معیوب، پنجرهای نو به سوی مبارزه جدی، اساسی و علّی (نه معلولی و در سطح فرآوردههای ژنی) با بسیاری از بیماریها گشوده است. ژندرمانی، در واقع انتقال مواد ژنتیکی به درون سلولهای یک موجود برای مقاصد درمانی میباشد که به روشهای متفاوت و متنوع (فیزیکی، شیمیایی و زیستی) صورت میگیرد.
کشف بسیاری از ژنهای بیماریزای مهم در آینده نزدیک، کاربرد روشهای متنوع و بیسابقه غربالسازی ژنتیکی و پیشگوییهای بسیار دقیق پیرامون تعیین سرنوشت جنین از نظر بیماریهای ژنتیک پیش و پس از تولد، از دیگر قابلیتهای مهندسی ژنتیک و ژندرمانی است.
پژوهشگران با انجام تحقیقات گسترده بر بسیاری از محدودیتهای موجود در زمینه ژندرمانی فائق آمدهاند. همچنین در زمینه هدفگیری بسیار اختصاصی سلول و انتقال ژن یا DNAی برهنه به درون آن (به عنوان دارو) پیشرفتهای چشمگیری حاصل شده است.
علیرغم اینکه در حال حاضر ژندرمانی، روشی پرهزینه بوده و به فنون پیشرفته و تخصصی نیاز دارد، اما بهزودی از این روش در مورد طیف بسیار وسیعی از بیماریها استفاده خواهد شد. همچنین شواهد فزآینده و امیدبخشی وجود دارد که استفاده از روشهای پزشکی مولکولی، در آیندهای نه چندان دور و در مقایسه با وضع کنونی، صدها بار هزینههای درمانی را نیز کاهش خواهد داد.
1-2- طرح بینالمللی ژنوم انسان (IHGP)
پروژه بینالمللی ژنوم انسان، یکی از مهمترین و عظیمترین طرحهای تحقیقاتی زیستشناسی عصر حاضر است که با رمزگشایی از ژنوم انسان، گرههای بیشماری را گشوده و قلههای متعددی را فتح کرده است. این طرح که انجام آن، مولود پیشرفتها و اطلاعات جدید محققان در عرصه مهندسی ژنتیک است، در آیندهای نزدیک، تحولات عمیق و غیرهمنتظرهای را در علوم پزشکی بهوجود خواهد آورد. طرح بینالمللی ژنوم انسان را میتوان نقطه عطفی در تاریخ علوم زیستی بهویژه مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی به حساب آورد.
1-3- شناسایی مکانیسمهای مولکولی پیدایش سرطان
امروزه از رهگذر بهکارگیری مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی، این پرسش که سرطان چگونه ایجاد میشود دیگر جزء اسرار ناشناخته علمی به حساب نمیآید. در خلال دو دهة اخیر، پژوهشگران با استفاده از روشهای مولکولی و نتایج حاصل از مطالعاتی مانند طرح رمزگشایی از ژنوم انسان، به پیشرفتهای خیرهکنندهای در شناسایی علل و مراحل مولکولی پیدایش سرطان دست یافتهاند که در آینده نزدیک، به روشهای انقلابی در مسیر درمان آن منجر خواهد شد. با آنکه هنوز هیچکس قادر نیست زمان دقیق غلبه کامل بر سرطان را پیشگویی کند، اما چشمانداز آن بسیار نویدبخش است.
در این راستا، تلاشهای گستردهای برای درمان سرطان با استفاده از روشهای ژندرمانی (مانند انتقال ژنهای بازدارندة سرطان به درون سلولها) به طور فزایندهای در حال افزایش است. مهار ژنهایی که بیشتر از اندازه طبیعی تکثیر یا بیان شدهاند (مانند آنکوژنهای فعالشده) و جایگزینی یک ژن ناقص یا حذفشده از جمله راهبردهای این روش درمانی به حساب میآیند.
اخیراً پژوهشگران امریکایی نوعی ویروس "هوشمند" را طراحی کردهاند که بتواند در درون سلولهای سرطانی، تکثیر شده و تمام سلولهای بدخیم را در بدن از بین ببرد، اما به سلولهای سالم آسیبی نرساند. نتایج به دست آمده از این شیوة جدید، روی موشهای الگو موفقیتآمیز بوده و توانسته است حدود 60 درصد از سلولهای سرطانی را نابود سازد.
شماری از شرکتهای دارویی جهان نیز با تکیه بر فرآیندها و قابلیتهای بیوتکنولوژی مولکولی، بر روی طراحی داروها و عوامل درمانی مناسب جهت توقف ماشین تکثیر بیرویه سلولی (سرطان) فعالیت میکنند.
بیشک انجام این پژوهشها، که در آیندهای نزدیک به نتایج مفیدی برای درمان شماری از سرطانهای انسانی منجر خواهد شد، بدون بکارگیری اصول و فنون مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی میسر نمیبود.
1-4- همانند سازی (Cloning)
از دیگر موضوعات بسیار مهم روز در زمینه مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی، که ارتباط تنگاتنگی با علوم پزشکی داشته و احتمالاً در آینده منشأ تحولات بزرگی در این زمینه خواهد بود، بحث کلونسازی (همانندسازی یا شبیهسازی) یا تکثیر غیرجنسی سلولها است؛ که طی آن با همانندسازی از روی سلول بالغ یک موجود زنده، نسخهای مشابه موجود اولیه ساخته میشود.
شایان ذکر است که نخستین موفقیت انسان در کلونسازی یک پستاندار بالغ (گوسفند دالی) در سال 1996 توسط یان ویلموت انگلیسی و همکاران وی در مؤسسه راسلین (ادینبر، اسکاتلند) با انتقال هستة یک سلول سوماتیک (غیرجنسی) بهدرون سیتوپلاسم یک اووسیت (سلول جنسی ماده) که هستهاش خارج شده بود، به دست آمد.
به طور کلی، محققان علم ژنتیک و بیوتکنولوژیستهای مولکولی اعتقاد دارند که تلاشهای آنها در این زمینه، میتواند به کاربردهای بسیار ارزشمندی در زمینههای پزشکی، کشاورزی و مانند آنها منجر شود.
البته علیرغم بحثهای بسیار جدی که در مورد سوء استفادههای احتمالی از مقوله شبیهسازی و عواقب زیستی و اخلاقی آن در دنیا وجود دارد، خوشبختانه اعتقاد اکثریت قابل توجهی از صاحبنظران امر که با درک مسئولیت خطیر انسانی خود، به پژوهشهای متنوع و گسترده مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی در عرصه پزشکی مولکولی مشغولند، این است که تحقیقات مذکور باید تنها برای مقاصد پیشگیری، تشخیص و درمان اساسی بیماریها به کار رفته شود.
2- بیوتکنولوژی مولکولی و صنعت
در سالهای اخیر، بیوتکنولوژی مولکولی در صنایع گوناگون جایگاه منحصر به فردی پیدا کرده است. امروزه در برخی از معادن دنیا، استخراج و بازیافت کانیهای پرارزشی مانند طلا، نقره، مس و اورانیوم به کمک میکروارگانیسمها و با روشهای زیستی (Bioleaching) صورت میگیرد. تولید صنعتی بسیاری از اسیدهای آلی مانند اسید سیتریک، اسید استیک و اسید لاکتیک و همچنین تولید روغنهایی با ترکیبات اسیدهای چرب ویژه که دارای ارزش بالایی در صنایع غذایی و مواد پاککننده هستند، از دیگر زمینههای حضور فعال بیوتکنولوژی در صنعت است.
تولید پلاستیکهای قابل تجزیه (Green Plastics)، تولید انرژیهای تجدیدپذیر با استفاده از بیومس (Biomass)، طراحی و تولید ساختارهای نانومتری (Nanostructures) جدید مثل بیوترانزیستورها، بیوچیپها و پلیمرهای پروتئینی با استفاده از روشهای مهندسی پروتئین، بکارگیری روشهای بیوتکنولوژی در افزایش بازیافت و سولفورزدایی نفت خام و پاکسازی آلودگیهای زیستمحیطی به کمک فرآیندهای زیستی، از دیگر عرصههای نوین و با ارزش بیوتکنولوژی در صنعت و محیط زیست به شمار میروند.
مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی در عرصههای بسیار متنوع مانند کشاورزی، تغذیه و مواد غذایی، دامپروری، شاخههای مختلف علوم پزشکی و صنایع دارویی، صنایع تخمیری، صنایع نظامی، انرژی، محیط زیست و بهداشت بشر، استفادههای بسیار ارزشمندی پیدا کرده است.
اینکه بیوتکنولوژی جدید برای بشر راهحلهای بیشماری ارائه میکند، مطلبی کاملاً درست است. در تاریخ علوم تجربی، پژوهشهای بیوتکنولوژی را میتوان از معدود مواردی دانست که در آن تحقیقات بنیادی به سرعت به سطح کاربردی میرسند. در چنین بستری، موفقیت نهایی در بیوتکنولوژی و حصول دستاوردهای بیشمار اقتصادی آن، به پیشرفت واقعی در مبانی علوم تجربی و رشتههای علوم پایه بستگی تام دارد. از اینرو سرمایهگذاری شایسته در علوم مذکور، اساس پیشرفت و توسعه تمام علوم و فنون روز از جمله بیوتکنولوژی خواهد بود. بیوتکنولوژی گذشته از پتانسیلهای قابل توجه نوع سنتی آن که عمری معادل تمدن بشری دارد، توانسته است با تکیه بر اصول جدید مهندسی ژنتیک و علوم وابسته، در طی حداکثر سه دهه اخیر، تواناییها و قابلیتهای بسیار متنوع و ارزشمندی را در عرصههای مختلف به نمایش گذارد. این تأثیرگذاریها گاه تا حدی بوده است که به جرأت میتوان ادعا کرد پیشرفتهای بزرگ بشر در دستیابی به بسیاری از موفقیتهای علوم زیستی، مرهون اصول مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی است. در ادامه به گوشههایی از این کاربردها اشاره میشود:
1-بیوتکنولوژی و علوم پزشکی

کاربرد بیوتکنولوژی در زمینة علوم پزشکی و دارویی، موضوعات بسیار گستردهای مانند ابداع روشهای کاملاً جدید برای "تشخیص مولکولی مکانیسمهای بیماریزایی و گشایش سرفصل جدیدی به نام پزشکی مولکولی"، "امکان تشخیص پیش از تولد بیماریها و پس از آن"، "ژندرمانی و کنار گذاشتن (نسبی) برخورد معلولی با بیمار و بیماری"، "تولید داروها و واکسنهای نوترکیب و جدید"، "ساخت کیتهای تشخیصی"، "ایجاد میکروارگانیسمهای دستکاری شده برای کاربردهای خاص"، "تولید پادتنهای تکدودمانی (منوکلونال)" و غیره را در بر میگیرد.
امروزه برای تشخیصهای دقیق، پیشگیری، درمان اساسی بیماریها و در واقع سلامت و بهداشت جوامع ظاهراً راه دیگری جز پزشکی مولکولی بهنظر نمیرسد.
در ادامه، به چند نمونه از دستاوردهای مهم مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی در علوم پزشکی، که تحولات بسیار بزرگی را در عرصههای مختلف زندگی بشر بوجود آورده یا خواهد آورد، اشاره میشود:
1-1- ژن درمانی (Gene Therapy)
بسیاری از صاحبنظران از سده حاضر بهعنوان سده مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی یاد میکنند. به اعتقاد بسیاری از دانشمندان، تولد ژندرمانی در اوایل دهه 1990، یک رخداد بزرگ و انقلابی بود که چشمانداز جدیدی را در عرصه پزشکی مولکولی ایجاد کرد؛ زیرا برای نخستین بار در تاریخ علوم زیستی، کاربرد روشها و فنون بسیار حساس و جدید جهت انتقال ژنهای سالم به درون سلولهای بدن و تصحیح و درمان ژنهای جهشیافته و معیوب، پنجرهای نو به سوی مبارزه جدی، اساسی و علّی (نه معلولی و در سطح فرآوردههای ژنی) با بسیاری از بیماریها گشوده است. ژندرمانی، در واقع انتقال مواد ژنتیکی به درون سلولهای یک موجود برای مقاصد درمانی میباشد که به روشهای متفاوت و متنوع (فیزیکی، شیمیایی و زیستی) صورت میگیرد.
کشف بسیاری از ژنهای بیماریزای مهم در آینده نزدیک، کاربرد روشهای متنوع و بیسابقه غربالسازی ژنتیکی و پیشگوییهای بسیار دقیق پیرامون تعیین سرنوشت جنین از نظر بیماریهای ژنتیک پیش و پس از تولد، از دیگر قابلیتهای مهندسی ژنتیک و ژندرمانی است.
پژوهشگران با انجام تحقیقات گسترده بر بسیاری از محدودیتهای موجود در زمینه ژندرمانی فائق آمدهاند. همچنین در زمینه هدفگیری بسیار اختصاصی سلول و انتقال ژن یا DNAی برهنه به درون آن (به عنوان دارو) پیشرفتهای چشمگیری حاصل شده است.
علیرغم اینکه در حال حاضر ژندرمانی، روشی پرهزینه بوده و به فنون پیشرفته و تخصصی نیاز دارد، اما بهزودی از این روش در مورد طیف بسیار وسیعی از بیماریها استفاده خواهد شد. همچنین شواهد فزآینده و امیدبخشی وجود دارد که استفاده از روشهای پزشکی مولکولی، در آیندهای نه چندان دور و در مقایسه با وضع کنونی، صدها بار هزینههای درمانی را نیز کاهش خواهد داد.
1-2- طرح بینالمللی ژنوم انسان (IHGP)
پروژه بینالمللی ژنوم انسان، یکی از مهمترین و عظیمترین طرحهای تحقیقاتی زیستشناسی عصر حاضر است که با رمزگشایی از ژنوم انسان، گرههای بیشماری را گشوده و قلههای متعددی را فتح کرده است. این طرح که انجام آن، مولود پیشرفتها و اطلاعات جدید محققان در عرصه مهندسی ژنتیک است، در آیندهای نزدیک، تحولات عمیق و غیرهمنتظرهای را در علوم پزشکی بهوجود خواهد آورد. طرح بینالمللی ژنوم انسان را میتوان نقطه عطفی در تاریخ علوم زیستی بهویژه مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی به حساب آورد.
1-3- شناسایی مکانیسمهای مولکولی پیدایش سرطان
امروزه از رهگذر بهکارگیری مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی، این پرسش که سرطان چگونه ایجاد میشود دیگر جزء اسرار ناشناخته علمی به حساب نمیآید. در خلال دو دهة اخیر، پژوهشگران با استفاده از روشهای مولکولی و نتایج حاصل از مطالعاتی مانند طرح رمزگشایی از ژنوم انسان، به پیشرفتهای خیرهکنندهای در شناسایی علل و مراحل مولکولی پیدایش سرطان دست یافتهاند که در آینده نزدیک، به روشهای انقلابی در مسیر درمان آن منجر خواهد شد. با آنکه هنوز هیچکس قادر نیست زمان دقیق غلبه کامل بر سرطان را پیشگویی کند، اما چشمانداز آن بسیار نویدبخش است.
در این راستا، تلاشهای گستردهای برای درمان سرطان با استفاده از روشهای ژندرمانی (مانند انتقال ژنهای بازدارندة سرطان به درون سلولها) به طور فزایندهای در حال افزایش است. مهار ژنهایی که بیشتر از اندازه طبیعی تکثیر یا بیان شدهاند (مانند آنکوژنهای فعالشده) و جایگزینی یک ژن ناقص یا حذفشده از جمله راهبردهای این روش درمانی به حساب میآیند.
اخیراً پژوهشگران امریکایی نوعی ویروس "هوشمند" را طراحی کردهاند که بتواند در درون سلولهای سرطانی، تکثیر شده و تمام سلولهای بدخیم را در بدن از بین ببرد، اما به سلولهای سالم آسیبی نرساند. نتایج به دست آمده از این شیوة جدید، روی موشهای الگو موفقیتآمیز بوده و توانسته است حدود 60 درصد از سلولهای سرطانی را نابود سازد.
شماری از شرکتهای دارویی جهان نیز با تکیه بر فرآیندها و قابلیتهای بیوتکنولوژی مولکولی، بر روی طراحی داروها و عوامل درمانی مناسب جهت توقف ماشین تکثیر بیرویه سلولی (سرطان) فعالیت میکنند.
بیشک انجام این پژوهشها، که در آیندهای نزدیک به نتایج مفیدی برای درمان شماری از سرطانهای انسانی منجر خواهد شد، بدون بکارگیری اصول و فنون مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی میسر نمیبود.
1-4- همانند سازی (Cloning)
از دیگر موضوعات بسیار مهم روز در زمینه مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی، که ارتباط تنگاتنگی با علوم پزشکی داشته و احتمالاً در آینده منشأ تحولات بزرگی در این زمینه خواهد بود، بحث کلونسازی (همانندسازی یا شبیهسازی) یا تکثیر غیرجنسی سلولها است؛ که طی آن با همانندسازی از روی سلول بالغ یک موجود زنده، نسخهای مشابه موجود اولیه ساخته میشود.
شایان ذکر است که نخستین موفقیت انسان در کلونسازی یک پستاندار بالغ (گوسفند دالی) در سال 1996 توسط یان ویلموت انگلیسی و همکاران وی در مؤسسه راسلین (ادینبر، اسکاتلند) با انتقال هستة یک سلول سوماتیک (غیرجنسی) بهدرون سیتوپلاسم یک اووسیت (سلول جنسی ماده) که هستهاش خارج شده بود، به دست آمد.
به طور کلی، محققان علم ژنتیک و بیوتکنولوژیستهای مولکولی اعتقاد دارند که تلاشهای آنها در این زمینه، میتواند به کاربردهای بسیار ارزشمندی در زمینههای پزشکی، کشاورزی و مانند آنها منجر شود.
البته علیرغم بحثهای بسیار جدی که در مورد سوء استفادههای احتمالی از مقوله شبیهسازی و عواقب زیستی و اخلاقی آن در دنیا وجود دارد، خوشبختانه اعتقاد اکثریت قابل توجهی از صاحبنظران امر که با درک مسئولیت خطیر انسانی خود، به پژوهشهای متنوع و گسترده مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی در عرصه پزشکی مولکولی مشغولند، این است که تحقیقات مذکور باید تنها برای مقاصد پیشگیری، تشخیص و درمان اساسی بیماریها به کار رفته شود.
2- بیوتکنولوژی مولکولی و صنعت
در سالهای اخیر، بیوتکنولوژی مولکولی در صنایع گوناگون جایگاه منحصر به فردی پیدا کرده است. امروزه در برخی از معادن دنیا، استخراج و بازیافت کانیهای پرارزشی مانند طلا، نقره، مس و اورانیوم به کمک میکروارگانیسمها و با روشهای زیستی (Bioleaching) صورت میگیرد. تولید صنعتی بسیاری از اسیدهای آلی مانند اسید سیتریک، اسید استیک و اسید لاکتیک و همچنین تولید روغنهایی با ترکیبات اسیدهای چرب ویژه که دارای ارزش بالایی در صنایع غذایی و مواد پاککننده هستند، از دیگر زمینههای حضور فعال بیوتکنولوژی در صنعت است.
تولید پلاستیکهای قابل تجزیه (Green Plastics)، تولید انرژیهای تجدیدپذیر با استفاده از بیومس (Biomass)، طراحی و تولید ساختارهای نانومتری (Nanostructures) جدید مثل بیوترانزیستورها، بیوچیپها و پلیمرهای پروتئینی با استفاده از روشهای مهندسی پروتئین، بکارگیری روشهای بیوتکنولوژی در افزایش بازیافت و سولفورزدایی نفت خام و پاکسازی آلودگیهای زیستمحیطی به کمک فرآیندهای زیستی، از دیگر عرصههای نوین و با ارزش بیوتکنولوژی در صنعت و محیط زیست به شمار میروند.
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
در سا لهای اخیر، پیشرفت های مهندسی ژنتیک در ایجاد موجودات تغییریافتة ژنتیکی(GMOs) باعث ورود گسترده محصولات این فناوری و به خصوص گیاهان تراریخته به بازارمصرف شده است. این امر، نگرانی های سازمان های دولتی و عامه مردم را در نقاط مختلف جهان، در مورد استفاده از این محصولات در پی داشته است. معمولاً محصولات وارداتی ازطریق گمرکات کنترل می شوند؛ اما در برخی موارد ممکن است که این محصولات از مبادی غیررسمی وارد کشور شوند. بنابراین باید فرآورده های بیولوژیک موجود در بازار مصرف، مانند گیاهان و بذرهای وارداتی، از حیث GMO بودن یا نبودن مورد ارزیابی قرار گیرند. متن زیر به معرفی روش های مختلف تشخیص و ارزیابیGMOها و مزایا و معایب هر روش می پردازد.
موجود تغییریافتة ژنتیکی یا (GMO) Genetically Modified Organismموجود زنده ای است که ساختار ژنتیکی آن با استفاده از فناورری مهندسی ژنتیک تغییر داده شده است. این موجود ممكن است یک گیاه، یک حیوان و یا یک میکروارگانیزم باشد و در فارسی به آن "تراریخته" می گویند. در حال حاضر، طیف وسیعی از گیاهان تراریخته تولید شده اند که مجوز ورود برخی از آنها به بازار مصرف صادر شده و مجوز برخی دیگر نیز در آینده صادر خواهد شد و در جریان دریافت مجوز هستند. در این میان، مساْله ای که مطرح می شود، تفکیک محصولات GMO از محصولات معمولی است. این تفكیك به خاطر نگرانی هایی است که برخی سازمان ها از محصولات GMO داشته اند و به عامه مردم نیز انتقال داده اند. البته در برخی از کشورها مانند کشورهای عضو اتحادیه اروپاحساسیت بیشتری در مورد استفاده از GMOها و بخصوص گیاهان تراریخته وجود دارد، در حالی که در کشورهای دیگر چون آمریکا و ژاپن، این حساسیت کمتر است. اهمیت دیگر این تفکیک نیز از آن حیث است که همه محصولات وارداتی به کشورها از مبادی گمرکی وارد نشده و کنترل نمی شوند؛ لذا باید GMO بودن یا نبودن آن ها به خصوص فرآورده های موجود در بازار مصرف را مورد ارزیابی قرار داد.
بدین منظور روشهای مختلفی جهت شناسایی و تشخیص GMOها ابداع شده اند. بر اساس نوع روش مورد استفاده، GMOها را می توان در سطوح مختلف از جمله DNA ، RNA ، پروتئین، متابولیت یا فنوتیپ حاصل از ژن انتقال یافته، شناسایی نمود.
اغلب روشهای تشخیص GMO، بر تشخیص آن در سطح DNA متمرکز هستند که این امر دلایل خاص خود را دارد. برخی از این دلایل عبارتند از تکثیر میلیو نها نسخه از DNA در زمانی کوتاه؛ درحالیکه تکثیر RNA و پروتئین ها؛ پیچیده تر و از لحاظ زمانی نیز طولانی تر است. همچنین، DNA یک مولکول بسیار پایدار است در حالیکه RNA ناپایدار است و پایداری پروتئین نیز متغیر و به نوع پروتئین وابسته است. علاوه بر آن، معمولاٌ بین مقدار GMO و DNA (حالتی که ژن انتقال یافته در هسته باشد) همبستگی وجود دارد؛ در حالی که چنین همبستگی بین مقدار GMO و مقدار پروتئین و یاRNA وجود ندارد. دست آخر اینکه دستکاری ژنتیکی، در سطح DNA صورت می گیرد.
در آزمون های آنالیزی روی مواد خام (به عنوان مثال بذرها)، معمولاً از PCR جهت کاوش DNA درج شده،(Inserted DNA) از آزمو نهای ایمونولوژیکی ( ELISA , LFS) برای شناسایی پروتئین حاصل و از آزمو نهای زیستی (برای مثال زیست سنجی علف کش) برای ارزیابی فنوتیپ حاصل از ژن انتقالی استفاده می شود. اگرچه پیشرفت های زیادی در زمینة توسعه روش های آنالیز ژنتیکی و از جمله روش های مبتنی بر PCR صورت گرفته است، اما تکنیک های آنالیزی دیگری نیز جهت آنالیز GMO ابداع شده است. این تکنیک ها شامل طیف نگاری جرمی، کروماتوگرافی، طیف نگاری مادون قرمز، میکروچیپ ها و به ویژه فناوری چیپ است.
فاکتورهای مهم در انتخاب روشهای آنالیزGMO
در انتخاب روش آنالیز GMO باید برخی فاکتورها را در نظر گرفت. بدین معنی که روش مورد نظر باید:
1. بتواند انواع GMO را شناسایی کند
2. قادر باشد در مورد GMO اطلاعات کمی کافی را بدهد
3. بتواند نتایج کاربردی و جامعی در مورد انواع غذاها و فرآورده های کشاورزی در دسترس قرار دهد
4. حداکثر حساسیت، اطمینان، تکرارپذیری و حداقل خطا را در پی داشته باشد.
قابل ذکر است که ارزیابی نمونه ها از حیث GMO بودن سه سطح متفاوت تقسیم می شود که نیاز است بین آنها تمایز قایل شد.
این سه سطح عبارتند از:
1. تشخیص: هدف از تشخیص این است که بدانیم آیا یک نمونه، حاوی GMO هست یا خیر. بدین منظور با یک روش غربالگیری، می توان تشخیص داد که نمونه، حاوی محصولات GMO است یا خیر. معمولاً رو شهای غربالگیری مبتنی بر PCR هستند .
2. شناسایی: اگر نتیجة تشخیص GMO مثبت بود، آنالیز بیشتری برای کشف نوع آن و این موضوع که آیا به صورت قانونی تصویب شده است یا خیر، لازم است. شایان ذکر است که تنها روش آنالیزی که قادر به شناسایی هر نوع GMO هست روش های مبتنی بر PCR است.
3. تعیین کمی: اگر مشخص شود که فرآورده، GMO هست، مرحله بعد، ارزیابی پذیرش به عنوان GMO ،از طریق تعیین مقدار دقیق محصولات GMO موجود در نمونه است. به طور معمول، تعیین کمیGMO با استفاده از PCR نیمه کمی و Real Time PCR انجام می گیرد.
این سطوح می توانند مرحله به مرحله انجام شوند؛ اما کمپانی ها و آزمایشگاه های مختلف ممکن است استراتژی های متفاوتی برای انجام این سه سطح مختلف داشته باشند.
روش های تشخیص GMO
روش های مختلفی برای شناسایی GMOها وجود دارد که از میان آن ها روش آزمایشگاهی به سبب دقیق تر و ساده تر بودن کاربرد بیشتری دارد. شایان ذکر است که این روش ها خود به دو دسته تقسیم می گردد که عبارتند از: روش های با فناوری بالا و روشهای با فناوری پایین.
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
زیست فناوری برای توسعه پایدار
با توجه به اینكه منابع زیستی بخشی از سرزمین میباشد، لذا سرزمین ما فقط بر اثر حمله و تصرف بیگانگان از بین نمی رود و فرهنگ ملی نیز تنها بر اثر نفوذ تمدن بیگانگان مورد تهدید قرار نمی گیرد، بلكه ایرانیان بر اثر بهره برداری غیر اصولی از منابع طبیعی نقش مهمی در نابودی فرهنگ و تمدن خود ایفا مینمایند. بنابراین حفاظت و حمایت از منابع طبیعی كشور و اشاعه فرهنگ زیست محیطی وظیفه ملی و دینی هر ایرانی است.
آنچه امروزه كشوری را توسعه یافته و یا عقب مانده معرفی میكند، میزان بهره گیری از فناوری در ابعاد مختلف توسعه، به خصوص توسعه تكنولوژی است. سند ملی زیست فناوری (بیوتكنولوژی) جمهوری اسلامی ایران، اخیراً به تصویب هیأت دولت رسید. برای این سند كه از سوی كمیته ملی زیست فناوری وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ارائه شده، عنوان راهبرد ایران سبز انتخاب شده است .توسعه در شرایط فعلی جهان، بدون دستیابی به فناوری پیشرفته امكان پذیر نیست. تفاوتی كه امروز بین جهان در حال توسعه و جهان توسعه یافته وجود دارد، براساس سرمایه، حجم تجارت، منابع طبیعی و حتی تجهیزات صنعتی نیست، بلكه معیار اصلی تفاوت بین دنیای پیشرفته صنعتی و جهان غیر صنعتی، فناوری و به ویژه فناوری پیشرفته است. چه بسا كشورهایی بدون بهره مندی از منابع غنی و سرمایههای كلان، تنها با رشد تكنولوژی خود توانسته اند به قدرت اقتصادی در دنیا مبدل شوند. بنابراین فناوری پیشرفته، جایگاه ویژه ای دارد و ما باید در كنار توسعه انسانی، توسعه فرهنگی، توسعه اقتصادی و توسعه علمی، به این مهم توجه داشته باشیم.
گستردگی و تنوع كاربردهای بیوتكنولوژی، تعریف و توصیف آنرا كمی مشكل و متنوع ساخته است. برخی آن را مترادف میكروبیولوژی صنعتی و استفاده از میكروارگانیسم ها میدانند و برخی آنرا معادل مهندسی ژنتیك تعریف میكنند. اما به طور كلی می توان تعریف زیر را برای بیوتكنولوژی ارائه داد.
كاربرد روشهای علمی و فنی در تبدیل بعضی مواد به كمك عوامل بیولوژیك (میكروارگانیسمها، یاختههای گیاهی و جانوری و آنزیمها و... ) برای تولید كالا و خدمات در كشاورزی، صنایع غذایی، دارویی، پزشكی و سایر صنایع.
هر چند كه با گذشت زمان دانشمندان به مفاهیم مشتركی در مورد تعریف بیوتكنولوژی نزدیك
شده اند اما هر متخصص و دانشمندی تعریف جداگانه ای از بیوتكنولوژی ارائه میدهد. علت این حقیقت را باید در ماهیت بیوتكنولوژی یافت.
توسعه پایدار
توسعه پایدار درك درست از تعامل، در نظام به هم پیوسته فرایندهای اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است به بیان دیگر توسعه پایدار عبارت از توسعه ای همه جانبه در كلیه بخشها میباشد، كه در عین انجام كلیه فعالیتها، كمترین آسیب زیست محیطی به منابع مورد استفاده وارد شود. بطور كلی توسعه پایدار با مفهوم سنتی توسعه كه اصولاً بر محور رشد اقتصادی متمركز شده است، تفاوتهای اساسی دارد. توسعه پایدار از حدود اقتصادی صرف فراتر رفته و عوامل اجتماعی اعم از تغذیه، بهداشت، شرایط زندگی و تمامی ابعاد فرهنگی و معنوی فردی مانند خلاقیت، كیفیت زندگی و حقوق اولیه را در بر میگیرد.
تاریخچه بیوتكنولوژی
در تقسیم بندی زمانی میتوان سه دوره برای تكامل بیوتكنولوژی قائل شد:
1)دوره تاریخی
در این دوره كه بشر با استفاده ناخود آگاه از فرایندهای زیستی به تولید محصولات تخمیری مانند نان، مشروبات الكلی، لبنیات، ترشی جات، سركه و غیره میپرداخت. در شش هزار سال قبل از میلاد مسیح، سومریان و بابلیها از مخمرها در مشروب سازی استفاده كردند. مصریها در حدود چهار هزار سال قبل با كمك مخمر و خمیر مایه، نان میپختند. در این دوران فرایندهای ساده و اولیه بیوتكنولوژی و بویژه تخمیر توسط انسان بكار گرفته میشد.
2)دوره میانی
در این دوره كه با استفاده آگاهانه از تكنیكهای تخمیر و كشت میكرو ارگانیسم ها در محیطهای مناسب و متعاقباً استفاده از فرمنتورها در تولید آنتی بیوتیكها، آنزیمها، اجزاء مواد غذایی، مواد شیمیایی آلی و سایر تركیبات، بشر به گسترش این علم مبادرت ورزید. در این دوره این بخش از علم به نام میكروبیولوژی صنعتی معروف بود و هم اكنون نیز روند استفاده از این فرایندها در زندگی انسان ادامه دارد. لیكن پیش بینی میشود به تدریج با استفاده از تكنیكهای بیوتكنولوژی نوین بسیاری از فرآیندهای فوق نیز تحت تاثیر قرار گرفته و به سمت بهبود و كارآیی بیشتر تغییر یابد.
3)دوره نوین بیوتكنولوژی
در این دوره بیوتكنولوژی با كمك علم ژنتیك در حال ایجاد تحول در زندگی بشر است. بیوتكنولوژی نوین مدتی است كه رو به توسعه بوده و روز به روز دامنه و وسعت بیشتری می یابد. این دوره زمانی از سال 1976 با انتقال ژنهایی از یك میكرو ارگانیسم به میكروارگانیسم دیگر آغاز شد. تا قبل از آن دانشمندان در فرآیندهای بیوتكنولوژی از خصوصیات طبیعی و ذاتی (میكرو) ارگانیسم ها استفاده میكردند. لیكن در اثر پیشرفت در زیست شناسی مولكولی و ژنتیك و شناخت عمیق تر اجزا و مكانیسمهای سلولی و مولكولی، متخصصین علوم زیستی توانستند به اصلاح و تغییر خصوصیات (میكرو) ارگانیسم ها بپردازند و (میكرو) ارگانیسمهایی با خصوصیات كاملاً جدید بوجود آورند تا با استفاده از آنها بتوانند تركیبات جدید را با مقادیر بیشتر و كارآیی بالا تر تولید نمایند.
درخت بیوتكنولوژی
بیوتكنولوژی مانند زیست شناسی، زیست شناسی مولكولی، ژنتیك، مهندسی شیمی یا بیوشیمی، یك علم پایه یا كاربردی نیست كه بتوان محدوده و قلمرو آن را به سادگی تعریف كرد. بیوتكنولوژی شامل حوزه ای مشترك از علوم مختلف است كه در اثر همپوشانی و تلاقی این علوم با یكدیگر به وجود آمده است. بیوتكنولوژی را میتوان به درختی تشبیه كرد كه ریشههای تناور آنرا علومی با قدمت زیاد مانند زیست شناسی به ویژه زیست شناسی مولكولی، ژنتیك، میكروبیولوژی، بیو شیمی، ایمونو لوژی، شیمی، مهندسی شیمی، گیاه شناسی، جانور شناسی، داروسازی، كامپیوتر، و غیره تشكیل میدهند و شاخههای این درخت كه كم و بیش به تازگی روییدن گرفته اند و هر لحظه با رشد خود شاخههای فرعی بیشتری را به وجود میآورند بسیار متعدد و متنوع میباشند. تقسیم بندی بیوتكنولوژی به شاخههای مختلف نیز برحسب دیدگاه متخصصین و دانشمندان مختلف فرق میكند و در رایج ترین تقسیم بندی از تلاقی و پیوند علوم مختلف با بیوتكنولوژی استفاده میكنند و نام شاخه ای از بیوتكنولوژی را بدین ترتیب وضع میكنند. مانند بیوتكنولوژی پزشكی كه از تلاقی بیوتكنولوژی با علم پزشكی بوجود آمده است یا بیوتكنولوژی كشاورزی كه كار برد بیو تكنولوژی در كشاورزی را نشان می د هد.
بدین ترتیب میتوان از بیوتكنولوژی دارویی، بیوتكنولوژی میكروبی، بیوتكنولوژی دریا، بیوتكنولوژی قضایی یا پزشكی قانونی، بیوتكنولوژی محیطی، بیوتكنولوژی غذایی، بیو انفورماتیك، بیوتكنولوژی صنعتی، بیوتكنولوژی نفت، بیوتكنولوژی تشخیصی و غیره نام برد.
گستردگی كاربرد بیوتكنولوژی در قرن بیست و یكم به حدی است كه اقتصاد، بهداشت، درمان، محیط زیست، آموزش، كشاورزی، صنعت، تغذیه و سایر جنبههای زندگی بشر را تحت تاثیر شگرف خود قرار خواهد داد. به همین دلیل اندیشمندان جهان قرن بیست و یكم را قرن بیوتكنولوژی نامگذاری كرده اند.
بیوتكنولوژی و توسعه پایدار
یكی از ابزارهای كاربردی جهت رسیدن به توسعه پایدار، استفاده از فناوریهای نوین به خصوص بیوتكنولوژی میباشد.
از آنجا كه كاربردهای بیوتكنولوژی در كلیة شئونات زندگی بشر نقش آفرین شده است می توان حدس زد در آینده نزدیك كنار اكثر نامهای رایج علوم و فنون یك كلمه « بیو » یا « بیوتك » هم اضافه شود، بی شك در آینده نیز گستره نفوذ این صنعت فراگیر و جایگاه و نقش آن در سرنوشت انسانها بیشتر خواهد شد. بنابراین بیوتكنولوژی علاوه بر اینكه میتواند ابزار مناسب و قدرتمندی برای دستیابی به توسعه پایدار به شمار آید، ابزار و اهرم قدرتمندی برای تسلط هرچه بیشتر كشورهای مجهز به این صنعت بر سایر كشورها نیز محسوب میشود. بیوتكنولوژی بدون هیچ تردیدی نقش اساسی در توسعه اقتصادی كشورهای جهان ایفا كرده است، از این رو هرگونه ضعف، تبعات وخیمی را برای كشور به دنبال خواهد داشت.
جمع بندی
كاربرد وسیع بیوتكنولوژی در بخشهای مختلف نشانگر گستره وسیع این علم میباشد به طوریكه، دور ماندن از دستاوردها و توانمندیهای این فناوری را میتوان معادل از دست رفتن استقلال ملی و وابستگی گسترده به سایر كشورها و عدم توسعه یافتگی دانست. اگر چه تا چندین سال قبل شدت عقب ماندگی ما در این رشته با جهان پیشرفته، مشابه عقب ماندگی ما در زمینه هایی مانند الكترونیك نبوده است ولی این شدت به سرعت رو به فزونی است. این در حالی است كه ارزش توسعه فناوری زیستی در كشور به قدری زیاد است كه باید هر چه سریعتر با برنامه ریزی و سرعت مناسب، این فناوری را توسعه دهیم، در غیر اینصورت با توجه به اقتصاد تك محصولی وابسته به نفت در آینده دچار چالشهای عظیمی خواهیم شد كه لطمات جبران ناپذیری را برای كشور به دنبال خواهد داشت. به علاوه بیوتكنولوژی میتواند محافظ زیست در جهت توسعه ای پایدار باشد، با این وجود ارزیابی زیست محیطی بر پایه عملكرد بیو تكنولوژی در جهت تكامل توسعه امری انكار ناپذیر است و لازم است اقداماتی در زمینة ارزیابی بیوتكنولوژی محیط زیست كه از اصول اولیه توسعه پایدار است، صورت گیرد.
چهارشنبه 15 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
زیست فناوری چیست؟
آیا میدانید زیست فناوری (بیوتكنولوژی) چیست و امروزه مسلح بودن به این دانش میتواند نقش مهمی در توان قدرتی یك كشور محسوب شود؟
در جهانی كه با رشد انفجاری جمعیت روبروست ، علمی همچون بیوتكنولوژی است كه میتواند نقش اثرگذاری در تامین غذای نسل حاضر و آینده كشورها داشته باشد. اگر خواهان وجود یك امنیت غذایی سالم، ارزان و كافی باشیم و نگران خرابی منابع غذایی از طریق خشكسالی، سیل، سرمای زودرس، بیماریها و غیره هستیم و همچنین اگر خواستار همگامی بخش كشاورزی با رشد جمعیت كنونی هستیم درحالی كه اغلب زمینهای كشاورزی و تقریبا همه آبهای مورد مصرف كشاورزی در حال استفاده میباشند، بیوتكنولوژی به كمك ما میآید.
چرا كه بیوتكنولوژیستها میگویند كه با این علم میتوان راهكارهایی را برای نگهداری منابع غذایی، حذف آلودگیهای زیست محیطی، افزایش و بهبود تولیدات كشاورزی، كاهش وابستگی به مواد شیمیایی كشاورزی، ارایه بهترین روند تولید مواد غذایی، كاهش هزینهها، تولید مواد غذایی سالم، بهداشتی، كافی و ارزان و با كیفیت تغذیهای بالا تامین كرد.
اصلا "بیوتكنولوژی" چیست و چگونه چون سلاحی در بالابردن توان یك كشور عمل میكند؟
كلمه بیوتكنولوژی از دو كلمه زنده و زندگی یا سامانه زنده و تكنولوژی به معنای یك روش علمی به منظور دستیابی به یك هدف علمی شكل گرفته است. بیوتكنولوژی به طور كلی به مجموعهای از فناوریها اطلاق میشود كه سامانههای زنده یا بیولوژیكی گیاه، حیوان، میكروارگانیسم یا تركیبات مخصوص مشتق شده از این سامانهها را به منظور تولید كالاها و خدمات صنعتی بكار میگیرد.
هر چند بیوتكنولوژی پیشرفت نوظهور و جدیدی نیست، و مطالعات میكروبیولوژیستها در طی بیش از صد سال نشان دادهاست كه بین انسان و میكروبها ارتباط حیاتی بسیار نزدیكی وجود دارد كه این ارتباط میتواند مفید و مضر باشد، اما استفاده از این علم برای توسعه و بهبود منابع غذایی انسان دستاورد جدیدی است كه به تازگی طرح شده و دانشمندان در رقابتی با یكدیگر در این عرصه گام گذاشته اند. سابقه استفادهاز میكروارگانیسمها برای تولید موادخوراكی نظیر آبجو، سركه، ماست و پنیر به بیش از ۸هزار سال قبل میرسد ولی سازوكار تولید این محصولات برای كسی مشخص نبود. انسان با مشاهده این واقعیت كه شیر ترش دارای قابلیت نگهداری خیلی بهتر است خیلی زود دریافت با افزودن مقدار اندكی شیر ترش روز قبل به شیر تازه میتواند فرایند تخمیر را در آن آغاز كند. اتانول نخستین ماده شیمیایی بود كه برای بالا بردن محتوای الكلی شراب و آبجو بوسیله بیوتكنولوژی تولید شد. بجز تقطیر، بیوتكنولوژی از دوران مسیحیت تا اول سده بیستم تغییر اندكی داشت و همانند پیشرفت سایر علوم، انگیزه پیشرفت این علم نیز با جنگ فراهم شد. امروزه مطالعه بیوتكنولوژی به دو دسته گیاهی و حیوانی تقسیم میشود.
بیوتكنولوژی گیاهی، كاربردهای حال و آینده مهندسی مواد خام حاصل از گیاهان است كه شامل: عملكرد محصولات، تغییر تركیب محصول (اسیدهای چرب، پلی ساكاریدها، پروتیینها، طعم، رنگ، و ...) بهبود تركیب تغذیهای، تبیین ژنهای جدید (پروتیینها، سیستم تثبیت نیتروژن) بهبود قابلیت نگهداری (انبارداری ، عمر نگهداری) كاهش مراحل فرایند، بهبود مقاومت، برطرف كردن مواد نامطلوب، تبدیل جریانات زاید فرایند میباشند.
مطالعه در بخش بیوتكنولوژی حیوانی نیز اهدافی دارد كه شامل بالابردن میزان به طور مثال شیر و گوشت حیوانات ، بهبود مقاومت (بیماری)، گوشت و شیر مناسب (شیر بدون لاكتوز یا كم چربی و تركیب پروتیین گوشت).
كاربرد بیوتكنولوژی در صنایع غذایی مشاركت بین چند رشته علمی متفاوت از قبیل بیولوژی سلولی ژنتیك میكروبیولوژی، بیولوژی مولكولی، بیوشیمی، مهندسی شیمی و اقتصاد را میطلبد. جدای از افزایش حجم مواد غذایی با به كارگیری علم بیوتكنولوژی، یكی از مهمترین جنبههای این علم بالا بردن ایمنی و سلامتی مواد غذایی حاصل از میكروارگانیسمها است. ممكن است محصولی از نظر جنبههای حسی و غیره از درجه بالایی برخوردار باشد ولی در سوخت و ساز بدن ایجاد اختلال كند. به عنوان مثال گیاهانی كه مقاوم به آفت كش شدهاند، در ساختار آنها مواد حاصل از بیاثر كردن آفت كش باقی بماند و ایجاد حساسیت و بیماری كند. به همین خاطر نباید به بیوتكنولوژی مواد غذایی فقط از دید تولید بالا، خواص حسی و بهتر نگاه كرد. بلكه مراحل سوخت وسازی مواد غذایی در بدن باید مورد مطالعه قرار گیرد و ایمنی آنها تایید شود. با توجه به گستره و حیطه عمل بیوتكنولوژی ذكر تمام قابلیتها و تواناییهای بیوتكنولوژی در بخش كشاورزی و صنایع غذایی محدود به مقالهها و كتابها نمیشود.
تغییرات و تحولات چشمگیر و روزمره بیوتكنولوژی همگام با دانش سریع روز، تاثیر عمیقی بر فرایندها، محصولات و كالاهای غذایی، دارویی و بهداشتی میگذارد و همگامی این پیشرفتها باعث توسعه و بهبود كالاها و خدمات صنعتی میشود.
نگاهی به زیست فناوری در ایران
............................................
در ایران نهادهایی همچون پژوهشكدههای وابسته به نهادهای دولتی و دانشگاهی از جمله جهاد دانشگاهی برای ارتقای سطح این دانش در ایران فعال هستند و تاكنون فعالیتهای قابل قبولی نیز در این زمینه در ایران اجرا شده به گونهای كه توجه سازمان بهداشت جهانی را به خود جلب كرده است .به همین منظور سازمان بهداشت جهانی اجلاس كشورهای تحت پوشش منطقه مدیترانه شرقیEMRO را در زمینه تحقیقات وتولیدات ژنومیكس (یكی از شاخههای بیوتكنولوژی است) و بیوتكنولوژی در تهران برگزار كرد. در همین سال برگزاری كنفرانس در تهران، یعنی سال۱۳۸۳در زمینه بیوتكنولوژی شاهد موفقیت وحركتهای مثبتی نسبت به سالهای قبل بود. ورود بیوتكنولوژی به عنوان یكی از شاخههای اصلی صنایع نوین در وزارت صنایع و حمایتهای مركز صنایع نوین موجب دلگرمی بسیاری از پژوهشگران فعال در این بود. این مركز در طی مدت كوتاهی كه از آغاز به كار آن میگذرد، توانسته است نقش بسیار سازندهای را در حمایت از شركتهای فعال در زمینه بیوتكنولوژی و ترغیب پژوهشگران برای ورود به عرصه تولید ایفا كند. هم چنین حمایتهای سازمان گسترش و نوسازی صنایع نیز در این سال قابل توجه بود. درهمین سال وزارت بهداشت نیز در بخش معاونت دارو و غذا سیاست توجه به بیوتكنولوژی را در اولویت كاری خود قرار داد. این وزارتخانه بااجرای سیاستهای مدون و تعریف شده خود میتواند اثر مهمی در رشد این فناوری داشته باشد كه از آن جمله میتوان به تدوین راهنماهای دارویی بیوتكنولوژی، آییننامهها و شرایط نظارتی و همچنین تدوین آییننامه تولید محصولات بااستفاده از امكانات اجارهای اشاره كرد.
از دیگر موارد فعالیت بیوتكنولوژیك در ایران، به حمایت معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت در ایجاد شبكههای بیوتكنولوژی و پزشكی مولكولی كه حركتی ملی و جامع نگر بوده است میتوان اشاره كرد. هم چنین دفتر همكاریهای فناوری ریاست جمهوری درایجادارتباط با كشورهای خارج و تسهیل در امر بكارگیری نیروی خارجی در زمینه بیوتكنولوژی فعال شده كه این امر موجب حذف دیوان سالاری برای شركتها و وزارتخانههای مرتبط با بیوتكنولوژی شدهاست. در كل میتوان گفت گرچه این مراكز تحقیقاتی فعال شدهاند اما هنوز پتانسیلهای بسیاری در ایران برای فعال شدن در حوزه بیوتكنولوژی وجود دارد.
در صورتی میتوان نتیجه تحقیقات و عملكردها در این مراكز را مثبت ارزیابی كرد كه نتایج حاصل از آنها در وضع موجود و رفاه اجتماعی تاثیر گذار شود. هر چند با روندی كه امروزه در این حوزه در ایران طی میشود رسیدن به چنین چشم اندازی دور نیست.
فائزه غفارحدادی
سه شنبه 14 خرداد 1387 - 10:06 ق.ظ
سه شنبه 14 خرداد 1387 - 06:06 ق.ظ

بسیاری از افرادی که مشکل دید رنگ دارند فقط هنگامی متوجه آن شده اند که به نحوی مورد آزمایش دید رنگ قرار گرفته اند و به عنوان مثال برای معاینات استخدامی در نیروهای نظامی، انتظامی یا خلبانی اقدام کرده اند. البته باید در نظر داشته باشیم که این افراد نقص دید رنگ خود را به خوبی جبران می کنند به نحوی که حتی در مواردی جزییاتی را می توانند ببیند که افراد یا دید رنگ طبیعی ممکن است به آن توجه نکنند، چرا که این افراد بیشتر به شکل اجسام توجه دارند تا به رنگ آنها.
در این میان استفاده از بعضی از فیلترها، عینک ها یا کنتاکت لنزهای رنگی مثلا فیلتر قرمز تا حدی می تواند مشکل این افراد را در تشخیص بعضی از رنگ های نزدیک به هم حل کند. هر چند که در حال حاضر تکنولوژی های نوین به کمک افراد کوررنگ آمده اند.
به طور کلی پیشرفت در ساخت نرم افزارهای کامپیوتری از بزرگترین دستاوردهای دهه اخیر بشری است. مایکروسافت که از بزرگترین شرکت ها در این حوزه است ابتدا سیستم عامل های داس و بعد ویندوز را وارد بازار کرد که هر ساله نیز با امکانات جدیدتر و ساده تر به منظور استفاده آسان کاربران وارد بازار می کند، ولی استفاده افراد معلول از این تکنولوژی، در اوایل چندان هم مورد توجه نبود. کم کم طراحان و برنامه نویسان به فکر ایجاد امکانات برای استفاده معلولان از این تکنولوژی ها هم افتادند. این امکانات افرادی که مشکل های بینایی مثل نابینایان، کوررنگ ها، کم سوها، ناشنوایان و افراد دارای مشکلات فیزیکی مثل قطع عضو، از کار افتاده، افرا دارای پارکینسون و غیره را شامل می شوند.
به طور کلی افراد معلول مشکلات متعددی را برای استفاده از برنامه ها و ابزارهای اولیه دارند که از جمله آنها می توان به خواندن و عکس العمل نشان دادن به متن ها و تصاویر روی صفحه کامپیوتر، تایپ روی صفحه کیورد استاندارد T، استفاده از موس برای انتخاب تصاویر، متن و ... اشاره کرد.
در نتیجه ابزارهای کمکی ساده ای برای این افراد طراحی شده اند. نرم افزار خوانشگر صفحه کامپیوتر که متن را برای افراد نابینا می خواند و به فرد کمک می کند که از موس استفاده بکند، موسها و کیوردهای جایگزین که برای افراد معلول هستند، نرم افزار شناخت صدا که صدای فرد را تبدیل به متن می کند و بزرگ کننده صفحه کامپیوتر که امکان استفاده را برای فرد کم سو ایجاد میکند از جمله این ابزار هستند.
چه کسانی کور رنگ هستند؟
در شبکه چشم انسان دو نوع سلول حساسه به نام سلولهای استوانه ای و سلولهای مخروطی وجود دارد. این سلول ها انرژی نورانی را تبدیل به انرژی الکتریکی می کنند و آنرا از طریق عصب بینایی به مغز مخابره می کنند. سلول های مخروطی هستند که در درک رنگ ها نقش بازی می کنند.3 نوع مختلف از سلول های مخروطی وجود دارد که هرکدام از آنها به یک نوع رنگ اصلی (قرمز،سبز و آبی) پاسخ می دهد. در یک فرد طبیعی هرسه نوع سلول مخروطی فعال هستند و بنابراین یک فرد طبیعی قادر به درک هرسه رنگ قرمز، آبی و سبز و طبعا طیف کامل رنگها خواهد بود. در افرادی که اختلال دید رنگ دارند، حداقل یک نوع از این سه نوع سلول مخروطی، به صورت ناقص یا کامل کارایی نداشته و در نتیجه این افراد در تشخیص بعضی از رنگها دچار مشکل می شوند.
ورود به دنیای مجازی
اگر چه اختلال دید رنگ (کوررنگی) می تواند در اثر بیماری و به صورت اکتسایی ایجاد شود ولی تقریبا در غالب موارد ناشی از یک اختلال توارثی است و در بدو تولد وجود دارد. این اختلال ژنتیکی چون غالبا وابسته به کروموزوم های جنسی است، در نتیجه میزان بروز آن در زن و مرد متفاوت است. در خانواده فرد کوررنگ، افراد مونث معمولا بدون علامت هستند ولی می توانند حامل کروموزوم معیوب باشند و به نسل های بعدی آن را انتقال دهند، اما افراد مذکر علائم بیماری را نشان می دهند.
در این میان با توجه به امکان استفاده این افراد از تکنولوژی های روز دنیا و گسترش تحقیقات و مطالعات در این زمینه باید دید آیا این تکنولوژی ها واقعا امکاناتی را برای حضور افراد در جامعه جهانی ایجاد می کنند؟ آیا واقعا نظریات مبنی بر گسترش و شکل گیری حوزه های عمومی متعدد در اینترنت درست است؟
ابزاری استثنایی
آی پایلوت برنامه ای است که به افرادی که دارای کوررنگی هستند راه هایی برای تشخیص تصاویر چند رنگی روی صفحات کامپیوتر را می دهد. با حرکت مکان نمای موس بر روی بخش های متفاوت، آی پایلوت رنگ آن را اعلام می کند. اگر کاربر روی نام رنگی کلیک بکند، سایر بخشهای مشابه نیز شروع به روشن و خاموش شدن می کنند. یا یک رنگ برجسته می شود و سایر رنگ ها تبدیل به خاکستری و سفید می شود. این برنامه کار با سایت های دارای تصاویر گرافیکی زیاد، متنهای رنگی و غیره را برای افراد کوررنگ ممکن می سازد.
این برنامه همچنین برای تلفن های همراه نیز طراحی شده است که فرد کوررنگ دوربین تلفن همراه خود را در مقابل شیء نگاه می دارد و بعد آی پایلوت رنگ آن را به فرد می گوید. همچنین در پی کامپیوتری شدن روش های کنترل کارخانه ها، این برنامه به اپراتور هایی که ممکن است کوررنگ باشند امکان کار کردن را ایجاد می کند. آی پایلوت مانند پنجره ای است که روی صفحه کامپیوتر مینشیند و امکان استفاده را آسان می سازد بدون شک آی پایلوت نیز در پی پیشرفت این نوع از تکنولوژی ها طراحی شده است.
در کنار این برنامه به سایر برنامه ها که برای افراد دارای مشکلات بینایی ساخته شده است می توان اشاره کرد از قبیل:
تی تی اس (متن به گفتار) که کامپیوتری است که با کاربر صحبت می کند. اوپتاکون که هنوز ساختش تمام نشده است ولی دارای گیره های لرزانی است که فرد با لمس لرزش آنها می تواند متون را بخواند. بریل تکولوژی ای است که می تواند خط بریل را به متن دیجیتال و برعکس تبدیل کند. علاوه بر اینها بسیاری از کیبوردهای مخصوص و برنامه های اوپن سورس را نیز باید نام برد.
ساخت این تکنولوژی ها یک بار دیگر اهمیت دنیای مجازی و ورود آن به تمام عرصه های خصوصی و عمومی زندگی بشری را تایید می کند. استفاده از این تکنولوژی ها آنقدر گسترش یافته و آنقدر وارد زندگی روزمره بشر شده است که دیگر امکانات مختص افراد خاص نیست بلکه تبدیل به حق طبیعی بشر شده است. به همین دلیل است که بحث و دغدغه استفاده معلولان به عنوان حق طبیعی شان مطرح می شود و درست همان طور که در دنیای فیزیکی برای آنها تسهیلاتی فراهم می شود، امکاناتی برای ورودشان به این دنیای جدید نیز فراهم می شود. سازمان هایی به حمایت از ایجاد این چنین تکنولوژی هایی پرداخته اند. مایکرو سافت به جمع حمایت گران از افراد معلول می پیوندد و در کنفرانس های بین المللی شرکت می کند.
علاوه بر این دیجیتالی شدن تکنولوژی ها و همان طور که اشاره شد گسترش برنامه های اوپن سورس که به افراد قابلیت تعامل در تولید را می دهد، امکان ساختن ابزار کارا و آسان و چند منظوره را فراهم آورده است، لذا خود معلولان نیز با توجه به نیازهایشان می توانند برنامه بنویسند.
سه شنبه 14 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
اصلاح بینایی بدون لیزیک
خبرهای اخیر در مورد عوارض عمل لیزیک برای اصلاح دید باعث ترس عدهای شده است اما شیوههای جایگزینی برای اصلاح بینایی به جز لیزیک وجود دارد از اعمال سادهتر لیزر تا لنزهای کاشتنی.
البته همه این عملها خطرات خاص خود را دارند. اما مسئله مهم یافتن جراحی است که برای ارزیابی بیماران از لحاظ همه گزینههای موجود و یافتن بهترین آنها دارای صلاحیت باشد.
به گزارش آسوشیتدپرس در رده اول این فهرست جراحی لیزری قرار دارند که پیش از ابداع عمل لیزیک رواج داشتند و اکنون به یمن استفاده از نرمافزارهای کامپیوتری افزایشدهنده دقت دوباره رواج یافته است.
این عمل به دو نام مشهور است:
یکی "برشدادن سطحی" (surface ablation)
و دیگری PRK (برش دادن قرنیه برای اصلاح عیب انکساری) با هدایت wavefront.
خصوصیت مهم این شیوه این است که برخلاف لیزیک نیازی به بریدن زبانهای از قرنیه - لایه شفاف چشم در جلوی مردمک - ندارد. همین بریدن قرنیه است که خطرآفرینترین مرحله عمل لیزیک محسوب میشود.
دکتر کریک فولر متخصص قرنیه، از دانشگاه کارولینای شمالی در این باره میگوید: "بسیاری از ما هر روز تعداد بیشتری PRK انجام میدهند و تعداد کمتری لیزیک."
در حال حاضر PRK حدود 15 درصد موارد از حدود 700000 عمل اصلاح بینایی را تشکیل میدهد که هر سال در آمریکا انجام میشود، در حالیکه در زمان اوج محبوبیت لیزیک در دهه قبل تنها 5 درصد عملها را تشکیل میداد.
گواهیدادن غمبار گروهی از بیماران در برابر هیات مشورتی سازمان غذا و داروی آمریکا(FDA) در هفته قبل باعث تقویت هشدارها در مورد خطرات عمل لیزیک شده است: از دست رفتن بینایی، درد و خشکی چشم، حساسیت به نور و سایر مشکلات بینایی در شب.
البته عوارض وخیم ناشی از لیزیک نادر هستند و یک درصد یا کمتر موارد را تشکیل میدهند و FDA تخمین میزند که حدود 5 درصد بیماران از نتیجه عمل راضی نیستند.
اما به گفتته دکتر جین وایس از موسسه چشم کرسج در دیترویت، بازاریابی فعال در مورد لیزیک باعث شده است که بیماران به با این باور کاذب برسند که این عمل به طور تضمینشدهای به آنها دید واضح میدهد.
او در اجلاس FDA گفت: "لیزیک یک کالا نیست. یک عمل جراحی است، اما به عنوان یک کالا فروخته میشود."
اشکال اساسی در اینجاست: از هر چهار بیماری که خواستار انجام عمل لیزیک هستند و تحت مجموعهای از آزمونهای پیش از جراحی قرار میگیرند، یک نفر نامزد مناسبی برای انجام لیزیک نیستند. این امر ممکن است علتهای مختلفی داشته باشد، نازکبودن قرنیه، بزرگبودن بیش از حد مردمک، یا نزدیکبینی بسیار شدید، یا انتظارات غیرواقعبینانه.
اما روشن نیست که چه تعداد از بیماران به درستی از لحاظ مناسب بودن این عمل برای آنها مورد بررسی قرار میگیرند.
دکتر کری سولومون از دانشگاه پزشگی کارولینای جنوبی و سخنگوی جامعه جراحان آب مروارید و عیوب انکساری چشم در این باره میگوید: "برخی از بیماران اصولا برای جراحی لیزری قرنیه برای اصلاح دید مناسب نیستند. برای این افراد گزینههای دیگری وجود دارد و برخی از آنها بهتر است به استفاده از عینک یا لنز تماسی ادامه دهند."
در عمل لیزیک، جراح زبانهای از سطح قرنیه جدا میکند و با تاباندن لیزر به لایه زیرین آن قرنیه را دوباره شکل میدهد و نزدیکبینی یا دوربینی را برطرف میکند. در شکل جدیدتری از عمل لیزیک که بیخطرتر محسوب شده است، زبانهبرداری از قرنیه به جای تیغه جراحی با استفاده از یک لیزر ثانوی انجام میشود که میتواند لایه بسیار نازکی از قرنیه را جدا کند.
جایگزینهای لیزیک
- در عمل PRK بدون اینکه لایهای از روی قرنیه بریده شود، از لیزر برای شکلدهی مجدد قرنیه استفاده میشود.
عدم نیاز به لایهبرداری از قرنیه از این لحاظ اهمیت دارد که برداشتن این لایه باعث بریده شدن رشتههای عصبی درون آن میشود و به گفته منتقدان این عمل این اعصاب دوباره به حالت طبیعی برنمیگردند، بنابراین خطر خشکی دردناک چشم افرایش مییابد. در مقابل درعمل PRK بیماران ممکن است دچار کدورت قرنیه پس از ترمیم آن شوند، در حالیکه لیزیک چنین خطری ندارد.
شکل تجدیدیافته PRK با هدایت جبهه موج (wavefront-guided PRK) از نرم افزاری کامپیوتری استفاده میکند در واقع برای اصلاح عمل لیزیک ایجاد شده بود.
این نرمافزار به جراحان امکان میدهد که پیش از تاباندن لیزر از بینظمیهای پنهانی در قرنیه نقشهبرداری کنند و از نقشه سهبعدی حاصل برای شخصیکردن درمان استفاده کنند و عوارض جانبی را چه در لیزیک و چه در PRK به حداقل برسانند، هر چند که این عوارض به صفر نمیرسد.
به گفته متخصصان افراد دارای قرنیه نازک یا بینظمیهای قرنیه نامزد بهتری برای PRK
هستند و این شیوه احتمالا دید در شب بهتری را فراهم میکند. اما بهبودیافتن در روش PRK چند هفته طول میکشد، و باید در این مدت بیمار از قطرههای چشمی استفاده کند تا در نهایت بهبودی بینایی حاصل شود.
- CK یا conductive keratoplasty در این روش برای تصحیح دوربینی یا آستیگماتیسم امواج رادیویی به حاشیه قرنیه تابانده میشود.
- به جز استفاده از جراحیهای لیزری، میتوان از طریق یک برش کوچک یک لنز پلاستیکی سخت را درون چشم در جلوی عدسی طبیعی قرار داد. این لنزهای داخل چشمی برای موارد نزدیکبینی شدید به کار میروند که نامزد مناسبی برای انجام لیزیک یا PRK نیستند.
آنها نوری را که وارد چشم میشود برای بهبود دید دور دوباره متمرکز میکنند. از طرف دیگر به علت این که عدسی طبیعی چشم در جای خود باقی میماند، بیماران دید نزدیک خود را حفظ میکند.
اما این روش تنها چند سال است که وارد بازار شده است و تاثیرات درازمدت آن شناختهشده نیست. در موارد نادری این روش ممکن است باعث جداشدگی شبکیه، عفونت، یا افزایش خطر بروز آب مروارید شود.
- شیوه "تعویض عدسی انکساری" یک قدم دیگر پیشتر میرود و عدسی بیمار را یک عدسی مصنوعی تعویض میکند. این شیوه که در اصل برای درمان آب مروارید پس از جراحی به کار میرود، در برخی از افرادی که آب مروارید ندارند، و میخواهند عمل لیزیک انجام دهند، اما نامزدهای مناسبی برای انجام آن نیستند، به کار میرود.
گزینههای عدسی مورد استفاده ممکن است شامل لنزی چندکانونی باشد که هم دید نزدیک و هم دید دور را امکانپذیر میکند. در این مورد هم خطر جداشدگی شبکیه وجود دارد.
در نهایت حلقههای قرنیه ممکن است مورد استفاده قرار گیرد که هلالهای شفافی هستند که به ضخامت یک لنز تماسی هستند که در لبه قرنیه کاشته میشوند تا حلقهای را در اطراف قرنیه تشکیل دهند. این حلقهها که intacs نامیده میشوند، با وزن سبک حود قرنیه را تغییر شکل میدهند، بدون اینکه بافت آن را تخریب کنند.
این حلقهها تنها برای نزدیکبینی خفیف به کار میروند، و در صورتی که بیمار دچار عوارض جانبی مانند حساسیت به نور شوند، میتوان آنها را برداشت.
سه شنبه 14 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
آیا در مریخ حیات پیدا خواهد شد؟
همانطور که در این مقاله خواندید مریخ نشین «فونیکس» دوشنبه صبح، روی مریخ فرود آمد. این مریخ نشین قرار است بدنبال آثار موجودات زنده ی میکروسکوپی بگردد.
آیا فکر می کنید که آنجا حیات پیدا شود؟ فکر می کنید فونیکس شواهدی برای وجود حیات در مریخ خواهد یافت؟
اگر در مریخ آثاری از حیات ساده یافت شود به خبری مهم و بزرگ در تمام رسانه های خبری تبدیل خواهد شد. اگر این اتفاق بیافتد، آیا امکان دارد این حیات از زمین به آنجا رفته باشد؟ یا از جای دیگری از فضا؟ آیا ارتباطی با آن شهابسنگی که شاید نشانه هایی از حیات مریخی داشت، دارد؟
شهابسنگ مریخی که شامل فسیل احتمالی از موجودات زنده است. این شهابسنگ مریخی سالها پیش در قطب جنوب یافت شد. بعضی اخترشناسان وجود حیات را در سیارات دیگر بسیار محتمل می دانند. ایشان در مناطق بسیار دورافتاده ی زمین حیات را یافته اند، پس در مریخ یا دیگر سیارات هم احتمال کم نیست.
بسیاری ستاره شناسان یک عمر در رؤیای وجود حیات در مریخ تحقیق کرده اند. حالا زمان آن رسیده است که نتایج تحقیقات مختلف بشر در زمینه ی وجود حیات فرازمینی به ثمر برسد...
با اندکی تأمل می توان فهمید که این پدید یعنی یافتن کوچکترین نشانه های اطمینان بخش از وجود حیات در روی مریخ در حال حاضر یا گذشته های دور، شاید بزرگترین خبر علمی و نجومی در دهه های گذشته باشد. خبری که توجه تمامی انسانهای اهل علم و حتی غیرعلم دوستان را به سمت خود جمع خواهد کرد. پس منتظر باشیم ببینیم، فونیکس برای ما چه دستاورهایی به ارمغان خواهد آورد.
ترجمه و توضیحات:
ا.م.گمینی
سه شنبه 14 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
خون چیست؟

خون یک بافت گردشکننده متشکل از پلاسمای مایع و یاخته است. کار اصلی خون رساندن مواد تغذیهکننده (اکسیژن، گلوکز) و سازنده به بافتها و برطرف کردن مواد اضافی و زبالهای (همچون دیاکسید کربن و اسید لاکتیک) از بافتهای بدن است. به دانش بررسی خون، خونشناسی گفته میشود.
خون بافت پیوندی تخصص یافتهای است که سلولهای آن در داخل ماده زمینهای مایعی به نام پلاسما شناورند. حجم خون در یک فرد بالغ بطور متوسط 5 لیتر است. خون به واسطه گردش در داخل رگهای خونی اصلی، مواد غذایی و حرارت را در بدن توزیع کرده و اکسیژن و دیاکسید کربن را بین سلولها و ریهها انتقال میدهد و مواد زاید حاصل از فعالیت سلولها را به ارگانهای دفعی میرساند. خون در محیط خارج از بدن منعقد شده و به صورت لخته در میآید و قسمت محلول آن به صورت مایعی زرد و روشن به نام پلاسما، از آن جدا میگردد.
برای جلوگیری از انعقاد خون به منظور مطالعات خونی مقداری هپارین یا سیترات به آن افزوده میشود. از نظر حجمی حدود 55 درصد خون از پلاسما و 45 درصد آن از سلولهای خونی تشکیل شده است. خونشناسی یا هماتولوژی بسیار متنوع بوده و بیشتر درباره آزمایشهای اساسی خون، خونسازی، مطالعه انواع کم خونیها، اختلالات گویچههای سفید و خصوصیات پلاکتهای خون و انعقاد خون صحبت میکند.
آزمایشهای اساسی خون
جمع آوری خون خون مویرگی یا خون محیطی و خون وریدی برای آزمایشهای خونشناسی مناسبتر هستند. نمونههای خون وریدی، ارجحتر هستند ولی بسیاری از اندازهگیریها را میتوان روی خون نرمه گوش و سطوح کف دستی نوک انگشت انجام داد. برای سنجشهای خونشناسی خون را به سرعت در لولههای محتوی یک ماده ضد انعقاد مناسب ریخته و آنها را باهم مخلوط میکنند و چند قطره از آن روی لام قرار داده و گسترش تهیه میکنند.
هموگلوبینومتری هموگلوبین جز اصلی گویچههای سرخ بوده و پروتئینی است که وسیله انتقال اکسیژن و دیاکسید کربن است. هموگلوبینومتری اندازهگیری غلظت هموگلوبین در خون است. کم خونی که عبارت از کاهش غلظت هموگلوبین خون، شمارش گلبولهای قرمز یا هماتوکریت به زیر حدود طبیعی است حالت بسیار شایعی است که عارضه متداول خیلی از بیماریها بشمار میرود. روش "سیان مت هموگلوبین" و روش "اکسی هموگلوبین" و روش اندازهگیری محتوای آهن، مورد توجه است.
هماتوکریت هماتوکریت یک نمونه خون، نسبت حجم گلبولهای قرمز به حجم کل خون است. هماتوکریت را ممکن است مستقیما بهوسیله سانتریفوژ و روشهای ماکرو و میکرو اندازهگیری کنند و یا به صورت غیر مستقیم توسط دستگاههای اتوماتیک و از حاصلضرب MCV (میانگین حجم گلبولی) در شمارش گلبولهای قرمز بدست میآورند.
شمارش سلولهای خون شمارش گویچههای سرخ، سفید و پلاکتها را به صورت غلظت سلولها در واحد حجم خون بیان میکنند. واحد حجم برای شمارش سلولی ابتدا بر اساس ابعاد خطی محفظه هماسیتومتر (شمارشگر سلولی)، میلیمتر مکعب بود. کمیته بین المللی استاندارد در خون شناسی، واحد لیتر را به عنوان واحد حجم پیشنهاد میکند. روش نیمه اتوماتیک برای اندازهگیری تعداد گلبولهای قرمز صحت بیشتری نسبت به روش دستی دارد. در شمارش کل گویچههای سفید خون، 6 نوع سلول طبیعی آن را از هم جدا نمیکنند.
تهیه و رنگ آمیزی گسترش خون بررسی گسترش خونی بخش مهمی از ارزیابی خونشناسی را تشکیل میدهد. قابل اعتماد بودن اطلاعات به دست آمده از بررسی گسترش خونی بستگی زیاد به تهیه و رنگ آمیزی خوب گسترشها دارد. هنگام مطالعه میکروسکوپی میبایست توزیع سلولها یکنواخت، رنگ گلبولهای قرمز صورتی، رسوب رنگ روی سطح لام حداقل و رنگ لام یکنواخت باشد.
سرعت رسوب گلبولی وقتی خون سیاهرگی که به خوبی مخلوط شده در لولهای عمودی قرار داده شود، گویچههای سرخ به سمت ته لوله رسوب خواهند کرد. طول پایین رفتن سطح فوقانی ستون گویچههای سرخ در مدت زمان معین ERS خوانده میشود و چندین فاکتور مانند پروتئینهای پلاسمایی و فاکتورهای گلبول قرمز در آن دخیل هستند. ERS دارای مراحل و روشهای متفاوتی است.
خونسازی
در انسان گلبولهای قرمز، گرانولوسیتها، مونوسیتها و پلاکتها پس از تولد فقط در مغز استخوان تولید میشوند. ولی لنفوسیتها علاوه بر مغز استخوان و تیموس در اعضا ثانویه لنفاوی نیز ساخته میشوند. بیشتر سلولهای مغز استخوان پیش ساز سلولهای خونی هستند. سلولهای پیشساز میتوانند خود را تولید کنند و هم به سلولهای تمایز یافتهتری تبدیل شوند.
بافتهای خونساز اعضا یا بافتهایی که سلولهای خونی در آنها تولید میشوند را بافتهای خونساز میگویند. در جنین، سلولهای خونی در کبد و مغز استخوان ساخته میشوند. اندکی پس از تولد خونسازی در کبد متوقف شده و مغز استخوان و تیموس در ساختن سلولهای خونی دخیل هستند.
کینتیک گویچههای سرخ تعادل بین ورود و خروج گویچههای سرخ از گردش خون باعث میشود همیشه مقدار نسبتاً ثابتی هموگلوبین در گردش خون باشد. ارزیابی خونسازی موثر و خونسازی غیر موثر و تخریب گلبولهای قرمز میتوانند برای پی بردن به مکانیزم و علت کم خونی ضروری باشند.
کمخونیها
اگر غلظت هموگلوبینها یا هماتوکریت کمتر از حد پایین 95 درصد فاصله مرجع برای آن سن، جنس و شرایط جغرافیایی (ارتفاع) شخص باشد، میگوییم فرد دچار کم خونی است. علل کم خونی در سه مقوله پاتوفیزیولوژیک قرار دارد: نقص در تولید گلبولهای قرمز، از دست دادن خون و افزایش تخریب گلبولهای قرمز (همولیزَ) که بیش از توان مغز استخوان برای جبران آن باشد. کم خونیها را بر اساس ریختشناسی گلبولهای قرمز تحت عناوین ماکروسیستیک، نوروموسیستیک یا میکروسیستیک طبقهبندی میکنند که برای تشخیص افتراقی آنها مهم است.
اختلالات گویچههای سفید بررسی کمی گویچههای سفید شامل شمارش کل گویچههای سفید (WBC) و شمارش نسبی و مطلق اشکال مختلف آنها است. اصطلاح لکوسیتوز به معنای افزایش کل گلبولهای سفید و لکوپنی به معنی کاهش کل گلبولهای سفید از حد طبیعی است. لوسمی، تکثیر یا تجمع بدخیمانه سلولهای سازنده لکوسیتها همراه یا بدون مشاهده در خون محیطی است. معمولاً لکوسیتوز یاختههای غیر طبیعی در گردش خون در بافتهای غیر خونساز نیز دیده میشوند.
انعقاد خون
توقف خونریزی به تشکیل توده پلاکتی اولیه و ایجاد لخته پایدار فیبرینی بستگی دارد. چگونگی بررسی و شناخت واکنشهای شیمیایی که از تحریک اولیه خونریزی تا تشکیل نهایی لخته پایدار موجب هموستازی میشوند بیشترین اهمیت دارد. بنابراین نخست باید از چگونگی وقوع طبیعی واکنشهای متوالی اطلاع حاصل نمود و بعد بر اساس فاکتور یا فاکتورهای خاص مسئول، نوع ناهنجاری را مشخص کرد...»
منبع : ویکی پدیا
سه شنبه 14 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
ام اس هنگامی در بدن آغاز میشود كه گلبولهای سفید كه نقش دفاعی در بدن دارند به میلین كه حفاظتی برای رشتههای عصبی است و كمك میكند كه پیامهای الكتریكی با سرعتی چندین برابر منتقل شوند، بجای یك عامل بیگانه حمله میكنند و هر بار كه این گلبولها به رشتههای اعصاب مربوط به یكی از اندامهای بدن حمله كنند، آن اندام دچار مشكل میشود.
انواع ام اس
شاید بتوان گفت دو بیمار ام اس را نمیتوان یافت كه چگونگی شروع و ادامه بیماریشان شبیه هم باشد ولی در كل بیماری ام اس را میتوان به چهار دسته اصلی تقسیم كرد:
1. ام اس خوشخیم ( Benign MS ) كه در این نوع فقط تعداد كمی حمله رخ میدهد كه این حملات نیز معمولا با بهبودی كامل همراه است. این نوع اماس در طی زمان بدتر نمیشود و معمولا موجب هیچ ناتوانی ماندگاری نخواهد شد.
2. نوع عود كننده و فروكش یابنده ( Relapsihg Remitting MS ) كه اكثر مبتلایان بیماریشان را با همین نوع آغاز میكنند و به این صورت است كه در آنها هر حمله بیماری، یك دوره آرام در پی دارد كه بیماران در این مدت مشكلی ندارند، حملهها نیز معمولا غیر قابل پیشبینیاند.
3. نوع پیشرونده ثانویه ( Secondary Progressive MS ) ، این دسته میتوان ادامه نوع قبلی دانست یعنی پس از چندین سال حمله و آرامش بیمار به حدی میرسد كه بدون وجود دورههای واضحی از حمله با گذشت زمان ضعیفتر میشود.
4. نوع پیشرونده اولیه ( Primary Progressive ) در این نوع بیماری هرگز حالتهای عود یا فروكش را ندارند و از همان حالت ممكن است هر زمانی متوقف شود یا همچنان بدتر شود.
علائم و مشكلات شایع در ام اس
تظاهرات و سیر بیماری ام اس از شخصی به شخص دیگر متفاوت است. چشمها نیز معمولا اولین و شایعترین عضو درگیر هستند، قدرت بینایی نیز معمولا در اشخاصی كه درگیری چشمی داشتهاند تا حدی كاهش مییابد. اندامهای دست و پا نیز ممكن است دچار مشكلات حسی و حركتی شوند مثل احساس كرختی، به خواب رفتگی یا سوزن سوزن شدن، اشكال در راه رفتن و حركات اداری دیگر را میتوان نام برد. گوشها گاهی دچار مشكلاتی نظیر وزوز یا كاهش شنوایی میشوند. احساس نیاز مكرر به دفع ادرار، بند آمدن و احتباس ادرار، بیاختیاری در دفع ادرار و بالاخره كاهش میل و توانایی جنسی از مشكلاتی هستند كه در دستگاه ادراری - تناسلی بیماران به وجود میآیند. از دست دادن تعادل هنگام راه رفتن خصوصا در تاریكی ممكن است به خاطر درگیری مخچه باشد به جزء این موارد میتوان به مشكلاتی نظیر تمركز حواس و گاهی بیحواسی، اضطراب، افسردگی، احساس درد در ماهیچهها، اشكال در سخن گفتن، اشكال در اجابت مزاج اشاره كرد.
گروهی از عوامل میتوانند زمینه ساز ایجاد مشكلات جدید باشند كه از آنها میتوان به گرما و رطوبت، وزرشهایی كه حرارت بدن را بالا میبرند، تب و مهمتر از همه اینها فشار روحی و عصبی كه استرس روانی میگویند.
ام اس و فیزیوتراپی
یكی از مشكلات اصلی ما، ضعف و محدودیت در حركت است كه از طرفی به علت درگیری قسمتهای حركتی در مغز و نخاع و از طرف دیگر به علت كم حركت شدن خود بیماران كه به یكی از این عوامل مربوط میشود؛ افسردگی و بیحوصلگی، ترس از افتادن و كم بودن تحرك دارای عوارضی مانند كوتاه و ضعیفتر شدن عضلات ، زخم بستر، یبوست و ... تفاوت بیماران ام اس با افرادی كه بعد از شكستگی و باز كردن گچ نیازمند به فیزیوتراپی هستند، در این است كه فیزیوتراپی بیماران ام اس ، برای مدت نامحدودی صورت میگیرد. منظور ما از انجام حركات فیزیوتراپی رسیدن به وضعیت بهتر جسمی و روحی است.
چه بخوریم؟
معمولا زمانی كه فرد بیمار شد بعد از این كه به دنبال دارو و درمان رفت به فكر میافتد كه چه مواد غذایی استفاده كند و از چه غذاهایی پرهیز كند. تاكنون هیچ رابطه مشخص بین مواد غذایی و ام اس پیدا نشده است، حالا كه میدانیم بوسیله رژیم غذایی نمیتوان ام اس را درمان كرد ولی با یك برنامهریزی خوب غذایی میتوانیم از یكسری عوارض بیماری جلوگیری كنیم. به عنوان مثال استفاده كافی از میوهها و سبزیجات علاوه بر تامین درصد بالایی از ویتامینهای ضروری میتواند به بهتر كار كردن دستگاه گوارش و جلوگیری از یبوست كمك بسزایی كند. ما میتوانیم آزادانه غذاهای متنوعی مصرف كنیم و یا از هر برنامه غذایی كه میپسندیم پیروی كنیم به شرطی كه حاوی مواد اصلی و ضروری بدن باشد. این مواد شامل پروتیئنها، هیدراتهای كربن (نشاسته و قند)، چربیها، ویتامینها و املاح میباشد. طبق جدول پیشنهادی انجمن ام اس آمریكا برای یك رژیم غذایی متعادل، بهتر است بخش اصلی غذا از هیدراتهای كربن و سپس میوهها و سبزیجات، گوشت و سرانجام كمترین سهم آن از چربیها باشد.
درمان ام اس
داروهای موجود برای درمان ام اس از نظر كاربرد به سه گروه اصلی تقسیم بندی میشوند، 1- برای حملات بیماری، در این دوره زمانی معمولا به صورت تزریقی وریدی و یا خوراكی تجویز میشوند و معمولا طول هر دوره بین چهار تا هفت روز طول میكشد. از این مواد، متیل پردنیزولون (سولومدرول یا دپومدرول) بیشتر به كار میرود و به جز آن از دگزامتازون، پروفیرون، بتامتازون هم استفاده میشود. 2- برای كنترل علائم بیماری: بیش از 30 داروی مختلف به این منظور به كار میروند، مثلا از آمانتادین برای كم كردن اختلالات حركتی و از باكلوفن برای مقابله با سفتی عضلانی (اسپاسم) استفاده میشود. 3- برای كنترل دوره بیماری: برای این منظور سه دارو وجود دارد كه دو عدد از آنها از دسته اینترفرونها هستند، اینترفرونها مواد پروتئینی هستند كه به طور طبیعی در بدن برای مقابله با بعضی عفونتها تولید میشوند. این سه دارو عبارتند از: 1- اینترفرون بتا، یك (آوونكس) 2- اینتروفرون بتا، یك B (بتاسرون)، 3- گلاتیرامراستات (كوپاكسون) از روشهای درمانی دیگر میتوان به تاثیر خوب بعضی از این روشها دقیقا اثبات شده است مانند كاردرمانی، فیزیوتراپی، گفتاردرمانی و ماساژ . اما روشهایی دیگری هم هست كه بیماران نتایج خوبی از آن گرفتهاند، مثل مدیتیشن ، یوگا، هومیوپاتی، انرژی درمانی و ....
چه كسانی ام اس میگیرند؟
هنوز چگونگی شروع ام اس دقیقا مشخص نشده است ولی امروزه دریافتهاند كه مثلا شیوع این بیماری در مناطق مختلف دنیا با هم متفاوت است. به عنوان مثال در كشورهای شمال اروپا و آمریكا و افرادی نیز كه پوست، مو و چشم روشن دارند شیوع آن بیشتر دیده میشود ولی در سیاه پوستان و ژاپنیها كمیاب است. همچنین ام اس در خانمها بیشتر از آقایان دیده میشود و شروع آن معمولا در سنین 20 تا 40 سالگی است.
در مورد اثر مهاجرت به ابتلاء به ام اس دیده شده در افرادی كه قبل از 15 سالگی به سرزمین دیگری مهاجرت كردهاند میزان شیوع بیماری مانند میزان شیوع آن در مردم سرزمین جدید است. این بیماری بیشتر در كسانی بروز میكند كه شخصیت خاصی دارند چنین افرادی معمولا مسئولیت پذیر ولی حساس هستندکه هنگام بروز ناملایمات خیلی خودخوری میكنند.
سه شنبه 14 خرداد 1387 - 05:06 ق.ظ
آشنایی با بیوتکنولوژی دریایی
قسمت دوم
علیرغم وجود مزایای نسبی در زمینة بیوتكنولوژی در كشور، برخی از حوزههای مهم این تكنولوژی، مانند بیوتكنولوژی دریایی، كمتر مورد توجه قرار گرفتهاست. در این مطلب، ادامه تعاریف و كاربردهای "بیوتكنولوژی دریایی" ارایه شدهاند.
2- ردیابی، ارزیابی، ذخیره، حفاظت و مدیریت اكوسیستمهای دریایی
یكی از مهمترین كارها در زمینة ثبت تنوع میكروبی موجود، ارزیابی دقیق گونهای و بررسی تغییرپذیری موجودات حاضر در هر محیط ویژه است. برآوردها نشان میدهد كه كمتر از یكدهمدرصد از میكروارگانیزمهای دریایی را میتوان از طریق روشهای استاندارد تكنیك كشت بافت، بازیافت كرد. این مهم (بازیافت میكروارگانیزمهای دریایی) میتواند با بهكارگیری آنالیزهای فیلوژنتیكی مولكولی تقویت شود. ژنهای نشانگر را میتوان با استفاده از ابزارهای مولكولی، از جمعیتهای میكروبی جداسازی كرد و از آنها برای شناسایی سویههای مختلف بهره برد.
پاكسازی زیستی (Bioremediation) با استفاده از میكروبها، امید زیادی را برای حل مسایل مرتبط با آلودگی محیطهای دریایی و همچنین آبزیپروری بهوجود آورده است. از جمله این آلودگیها، وجود لكههای نفتی در بندرها و خطوط كشتیرانی و سكوهای نفتی است. تاكنون تعداد زیادی از میكروارگانیزمهای دریایی شناسایی شدهاند كه میتوانند در پاكسازی زیستی مورد استفاده قرار گیرند.
میكروارگانیزمهای دریایی علاوه بر استفاده در پاكسازی زیستی، اغلب مواد مفیدی را تولید میكنند كه با محیطزیست سازگار هستند. پلیمرهای زیستی و سورفاكتانتهای زیستی غیرسمی كه در مدیریت و تصفیة زبالهها و فاضلابها از آنها استفاده میشود، نمونههایی از این مواد هستند. از این میكروبها در حذف تعفن ناشی از فاضلابها نیز استفاده میشود. شناخت بیشتر از برهمكنش میكروبهای دریایی با فلزات سنگین و یا Radionuclide میتواند به افزایش استفاده از آنها در جذب زیستی (Biosorption)، رسوبدهی زیستی (Bioprecipitation)، كریستالهسازی زیستی (Biocrystalisation) و حل مسایل و مشكلات آبهای آلوده منجر شود.
فرآیندهایی چون فرآوری زیستی (Bioproccessing) نیز از دیگر موارد بهرهگیری از میكروارگانیزمهای دریایی است؛ زمینة نوظهور مهندسی فرآوری زیستی، در واقع استفاده از بیوتكنولوژی در صنعت است كه برای تولید فرآوردههایی همچون مواد دارویی و عوامل فعال زیستی بهكار میرود. مهندسی فرآوری زیستی نیازمند درك كامل از سیستم بیولوژیكی موجود زندة مورد استفاده (مثلاً یك موجود دریایی)، جداسازی و تخلیص یك فرآورده و تبدیل آن به یك شكل پایدار، مؤثر و مناسب است. در این زمینه، برخی از باكتریها و قارچهای دریایی، پتانسیل ویژهای برای تولید مواد شیمیایی نامعمول اما مفید دارند كه نمیتوان آنها را در موجودات خشكیزی یافت.
3- شیلات و پروش آبزیان به صورت پایدار و مطمئن
استفاده از منابع شیلاتی بهصورت مطمئن و پایدار، یكی از ملزومات صید ماهی از دریاها است. صید بیرویه باعث صدمه یافتن اكوسیستمهای دریایی شده و حتی به از بین رفتن برخی گونهها میانجامد به همین دلیل و با افزایش رشد جمعیت و نیاز به منابع دریایی، رویكرد به آبزیپروری نیز فزونی یافته است. از طرفی چون در این سیستمها از گونههای خاصی از ماهی استفاده میشود، این افزایش مصنوعی یك نوع جمعیت، نتایج منفی نیز به دنبال دارد و تعادل اكوسیستم را برهم میزند. برای اجتناب از این مشكلات، بهكارگیری تكنیكهای مولكولی و تحقیق بیشتر در خصوص ایجاد و حفاظت از منابع ژنتیكی، میتواند راهگشا و مفید باشد.
نظر به اینكه آبزیپروری میتواند غذایی با كیفیت بالا و در فرمی پایدار در اختیار انسان قرار دهد، لذا باید زمینههای خاص را در اكوواكالچر مدنظر قرار داد كه عبارتند از: تثبیت تنوع گونهها، تغذیه بهینه، بهداشت و سلامت جمعیتهای كشت شده، مقاومت به بیماریها و كاهش اثرات سوء محیطی.
تكنیكهای مؤثری در این زمینهها ایجاد شدهاند كه عبارتند از: انتخاب به كمك ماركر، برنامههای انتخاب فامیلی و تودهای، شناسایی ماركرهای مولكولی جدید بهمنظور استفاده در آنالیزهای والدی و شجرهای، استفاده از تریپلوئیدها در ازدیاد نسل و تجدید نسل و استفاده از میكروارگانیزمهای دریایی همچون پروبیوتیكها در اكوواكالچر كه باعث حفظ سلامت و افزایش تولید ماهی میشوند. بهرهگیری از تكنیكهای بیولوژی مولكولی همراه با روشهای سنتی اصلاح، میتواند باعث بهترشدن فرآیند بازیافت موجودات دریایی شود.
استفاده از روشهای بیوتكنولوژی، امیدهای زیادی را برای تولیدكنندگان و مصرفكنندگان فرآوردههای حاصل از اكوواكالچر بهوجود آورده است. تكنولوژی مهندسی ژنتیك و تولید موجودات دریایی اصلاح شدة ژنتیكی (GMO) با دارا بودن ویژگیهای مفیدی همچون رشد سریع، مقاومت در برابر پاتوژن و مقاومت در برابر درجه حرارت پایین، میتواند بازده قابل ملاحظهای را در آبزیپروری نصیب سرمایهگذاران این صنعت كند. استفاده از موجودات مهندسی شده برتر، كارایی تولید را بهواسطة افزایش میزان رشد، ضریب تبدیل مواد غذایی، مقاومت به بیماری و كیفیت و تركیب فرآوردهها بهبود میبخشد. استفاده از بیوتكنولوژی در آبزیپروری، میتواند ما را در حفظ گونههای وحشی و منابع ژنتیكی و فراهم آوردن مدلها و روشهای بینظیر، جهت تحقیقات بیومدیكال، یاری بخشد.
علاوه بر موارد فوق، كشت همزمان چند گونه و ایجاد یك سیستم ادغامی كه در آن مواد زاید حاصل از یك گونه میتواند غذای گونة دیگر را فراهم آورد، فیلتراسیون آب، جداسازی مواد آلی و تولید موازی دیگر فرآوردههای مفید همچون دوكفهایها، جلبكهای دریایی و فیتوپلانكتونهای غنی از پروتئین نیز میتواند افزایش تولید و راندمان آبزیپروری را بهدنبال داشته باشد.
مباحثی كه در آبزیپروری مطرح میشود عبارتند از:
3-1- تكثیر زیاد و نمو سریع
بیوتكنولوژی میتواند جهت تكثیر زیاد و نمو سریع موجوداتی كه در آبزیپروری مورد استفاده قرار میگیرند، بهكار رود. از جمله منافع حاصل از بهكارگیری بیوتكنولوژی در آبزیپروری میتوان به تولید گامتها و تخمهای گونههای با ارزش اقتصادی در تمام طول سال و ایجاد بازارهای جدید برای بچهماهیهای اصلاح شده ژنتیكی، اشاره كرد. همچنین، بیوتكنولوژی ابزارهایی را بهمنظور بهبود تكثیر و بقای گونههای در معرض خطر فراهم میآورد كه در نتیجه میتوان به حفاظت تنوع حیات روی كره زمین كمك كرد.
3-2- بهبود سطح بهداشت و سلامتی
بیوتكنولوژی راهكارهای خاصی را جهت افزایش سلامت و بهداشت موجودات مورد استفاده در آبزیپروری ارایه میدهد؛ بیماریهای مختلفی در كشت ماهیها و نرمتنان صدفدار وجود دارند كه درنتیجة این بیماریها، هر ساله میلیونها دلار به صنعت شیلات و آبزیپروری خسارت وارد میشود. در این زمینه، بیوتكنولوژی ضمن افزایش بقا، رشد و بهداشت این موجودات، میتواند انتقال این بیماریها را بین استوكهای وحشی و اهلی كاهش دهد. ابزارهای مولكولی میتوانند شناخت ما را راجع به ایمنی، مقاومت و حساسیت میزبان به بیماریها و پاتوژنهای مربوطه افزایش دهند. این روند از طریق اطلاعات پیشرفته حاصل از چرخههای حیاتی و مكانیزمهای بیماریزایی، مقاومت به آنتیبیوتیك و انتقال بیماری صورت میگیرد. فرآوردههای بالقوه حاصل از این تحقیقات، شامل تكنیكهای ژندرمانی، استوكهای عاری از پاتوژن، عوامل مؤثر پیشگیری و ایمنی مانند تعدیلكنندههای ایمنی، آنتیژنها و واكسنها، عوامل دارویی مؤثر و ایمن و غیره هستند.
3-3- افزایش ارزش و كیفیت محصولات
بیوتكنولوژی میتواند جهت ارزیابی و افزایش ایمنی، تازگی، رنگ، طعم، مزه، خصوصیات تغذیهای و افزایش مدت زمان مصرف فرآوردههای غذایی حاصل از آبزیپروری مورد استفاده قرار گیرد.
علاوه بر این، تكنولوژیهای حاضر میتوانند جهت تشخیص و ارزیابی سموم و آلودگیها و بررسی میزان بقای آنها در غذاهای دریایی و كاهش یا حذف آنها بهكار روند. همچنین میتوان از بیوتكنولوژی در بهبود فرآوری غذاهای دریایی استفاده كرد.
3-4- حفاظت از منابع ژنتیكی
حفاظت و غنیسازی تنوع زیستی در سیستمهای طبیعی، یكی از اولویتهای كشورهای مختلف است. بیوتكنولوژی با دو روش میتواند جهت حفاظت از منابع ژنتیكی گونههای آبی مورد استفاده قرار گیرد: اولاً از ابزارهای بیوتكنولوژی میتوان در شناسایی و تشخیص ژرمپلاسم دریایی از جمله گونههای در معرض انقراض استفاده كرد. ثانیاً بیوتكنولوژی میتواند فهم ما را راجع به اساس مولكولی تنظیم و بیان ژن و به همان اندازه تعیین جنسیت موجودات دریایی افزایش دهد و بنابراین باعث بهبود و توسعة روشهای شناسایی گونهها، استوكها و جمعیتها شود. بهعنوان نمونه، راهكارهایی را همچون انتخاب به كمك نشانگر، تكنیكهای دقیق و مؤثر انتقال ژن و تكنولوژیهای پیشرفته جهت حفاظت از گامتها و جنینها در سرما میتوان نام برد.
3-5- ایجاد مدلهای بیومدیكال برتر
هدف از آبزیپروری فقط تولید غذا نیست. با توجه به اینكه موجودات دریایی با شرایط سخت موجود در دریا سازگار شدهاند، مدلهای مناسبی جهت تحقیقات بیوتكنولوژی و فرآیندهای آن بهشمار میروند. تحقیق در مورد جنبههای نموی، سلولی و مولكولی موجودات دریایی بهعنوان سیستمهای مدل، میتواند دیدگاه ما را راجع به مكانیزمهای ایجاد بیماری در انسان بهبود بخشد.
4- كاربرد ژنتیك مولكولی در شیلات
4-1- شناسایی جمعیتها تحت واحدهای مدیریتی: بهعنوان مثال، شناسایی ماهی آزاد اقیانوس آرام و اطلس، قزلآلای قهوهای در اروپا، ماهی سرخ در اطلس شمالی
4-2- آنالیز استوكهای مخلوط: بهعنوان مثال تفكیك ماهی روغن (كادمرو) در خلیج سنتلورنس و ماهی آزاد بالتیك
4-3- برهمكنش بین جمعیتهای پرورشی رها شده و وحشی: بهعنوان مثال، شناسایی برهمكنش ماهیهای آزاد اقیانوس اطلس كه بهصورت وحشی وجود داشتند با آن دسته از ماهیهای آزادی كه بهصورت مصنوعی رها شده بودند.
4-4- تخمین كارایی استوكسازی با استفاده از آنالیز والدی- شجرهای